دانستنی هایی در مورد موتورهای J-79

J-79، موتورهای غول پیکر جنگنده فانتوم                                               نویسنده: آرمان

در این نظر که هواپیمای فانتوم یکی از بهترین های تاریخ هوانوردی جهان به شمار می آید، شکی نیست. اما اگر کمی بیشتر دقت کنیم، در بدنه این هواپیمای مخوف، قلب های تپنده ای خفته اند که موتورهای J-79 نام دارند. موتورهایی که به معنای واقعی غول پیکر، بزرگ و عظیم الجثه بوده و در نوع خود، تنها موتورهای توربوجت جهان با توان تولید کشش فوق العاده زیاد بوده و می باشند.


موتور غول پیکر J-79 روی استاند مخصوص موتور


در سال های دهه پنجاه میلادی، هواپیماها اکثراً می توانستند به راحتی به سرعت های بالای سرعت صوت دست پیدا کنند. اما هدف بیشتر شرکت های هواپیماسازی، ساخت جنگنده ای بود که قادر باشد با سرعت بالای دو ماخ پرواز نماید. موتورهای موجود در آن زمان، هیچ یک قدرت کنترل هوای ورودی به موتور را نداشته و در سرعت های بالا، دچار حالت Flame Out یا خاموشی موتور در اثر از کار افتادن محفظه های احتراق می شدند. در همین حال بود که شرکت جنرال الکتریک، با بهره گیری از دانش و تجربه قبلی در ساخت موتورهای جت، به طراحی و ساخت موتور توربوجت جدید J-79 اقدام کرده و در مدت سه سال، آن را به مرحله تولید رساند. این موتور، برای نخستین بار مجهز به سیستم استاتورهای متغیر بود. بدین معنی که این موتور، به راحتی می توانست مقدار هوای ورودی را کنترل کرده و مانع بروز هر گونه اشکال در سرعت های بالا شود. سیستم استاتور های متغیر بعد از موتور J-79، تقریباً در تمامی موتورهای توربوجت و توربوفن بعدی، به یک تکنولوژی معمول برای کار در سرعت های بالای دو ماخ تبدیل شد.


موتور توربوجت J-79 برای نخستین بار دارای سیستم استاتور های متغیر بود


موتور جت J-79، برای نخستین بار در سال 1955 آزمایش گردید. این موتور، ابتدا در محفظه نگهداری بمب هواپیمای بمب افکن B-45 نصب شد. سپس پس از برخاستن هواپیما و ارتفاع و اوج گیری آن، موتور با احتیاط توسط جک های هیدرولیکی از محفظه بیرون آورده شده و در قسمت زیرین هواپیما قرار گرفت. در این حال، خلبان هواپیما هر چهار موتور قدیمی J-47 هواپیما را خاموش نموده و موتور جدید J-79 را روشن کرد. جالب اینجاست که این موتور، به تنهایی قادر بود بمب افکن را در حال پرواز نگه دارد. موتور J-79، سپس به عنوان موتور برگزیده برای هواپیمای F-104 ستارفایتر در نظر گرفته شد. با این موتور، ستارفایتر توانست تا حدود 1.400 مایل بر ساعت سرعت بگیرد، بدون آن که با مشکلاتی که موتورهای قبلی به بار می آوردند، مواجه شود.


نمای برش خورده از کمپرسور هفده مرحله ای موتور J-79


ساختار کلی موتور J-79، از یک کمپرسور محوری با هفده طبقه روتور و استاتور تشکیل شده که در موتور های توربوجت، واقعاً بی نظیر است. این کمپرسور محوری، قادر است هوا را تا میزان 35 برابر نسبت به فشار معمولی، فشرده و متراکم نماید. سیستم احتراق این موتور، به صورت محفظه ای یا Can-Annualr است که در هر محفظه، احتراق به طور جداگانه صورت می پذیرد. در این موتور، تعداد ده محفظه ی احتراق تعبیه شده است. طبیعی است که برای به حرکت در آوردن کمپرسور سنگین و حجیم این موتور، نیروی بسیاری لازم است. این نیرو را، سیستم توربین سه مرحله ای موتور J-79 فراهم می آورد که باز به دلیل به کار بردن چند مرحله توربین در یک موتور تک شفتی، در نوع خود بی رقیب است. سیستم پس سوز نیز به دلیل توربوجت بودن موتور، به طور کامل از هوای گذرا از توربین استفاده می نماید. موتور J-79، قادر به تولید نیروی کششی برابر با 17.000 تا 19.000 پوند تراست در حالت پس سور روشن می باشد.


موتور J-79 در حال نصب بر روی هواپیمای فانتوم


قطر خارجی موتور برابر با یک متر و طول موتور، چیزی در حدود شش متر است. موتور J-79، برای نخستین بار امکان به اصطلاح تخته گاز نمودن موتور از حالت استراحت را بدون هیچ گونه مشکل و یا استال شدن کمپرسور فراهم آورد. گفتنی است در حالتی که موتور از دورهای پایین به یک باره به فول پاور برسد، فشار بسیاری بر کل سازه موتور وارد می آید. موتور J-79، در هواپیماهای متفاوتی از جمله F-104 ستارفایتر، جنگنده کفیر اسرائیلی و B-58 هاستلر به کار رفته است که شاخص ترین کاربرد آن، به استفاده از این موتور در هواپیمای اف-4 فانتوم مربوط می شود، ترکیب هواپیمای فانتوم با موتوری همچون J-79، توانسته است از آن جنگنده ای به یاد ماندنی بسازد.

هواپیمای ضد زیردریایی P-3 Orion

ارویون، کابوس هولناک زیردریایی ها                گردآورنده: نادر               منبع: صنایع پرواز


زیردریایی های اتمی و حتی دیزلی از توانایی های مرگباری برخوردارند و در صورت میل به قدرت نمایی، مهار آتش آنها بسیار مشکل است. این جنگ افزارها در طول جنگ جهانی دوم، به دلیل پنهان بودن از دید دشمن، نیروی دریایی انگلیس رابه زانو در آورده بودند. در ژاپن و شمال افریقا نیروهای آلمان نازی با در اختیار داشتن این سلاح ها سلطه خویش را بر دریاها اعمال می کردند.


هواپیمای ضد زیردریایی P-3 اوریون


شوروی با در اختیار داشتن زیر دریایی های اتمی قادر بود در صورت بروز جنگ، ارتباط اروپای غربی را با آمریکا قطع کند. در جنگ فالکلند پس از انهدام رزم ناو بل گرانوی آرژانتين توسط اژدر یک زیر دریایی انگلیسی، کشتی های جنگی آرژانتين دیگر تا پایان جنگ نقش مهمی را ایفا نکردند. به منظور مقابله با این جنگ افزارها در صحنه جنگهای گذشته و آینده تدابیری اندیشده شده است. پی-3 اوریون از جمله سلاحهایی است که می تواند تا حدود زیادی در مقابل زیردریایی ها، هر قدر هم که پیشرفته باشند عرض اندام کند. هواپیما چند منظوره پی-3 بیش از 30 سال است که به طور پیوسته توليد می شود و تا کنون بیش از 700 فروند آن به خدمت ارتشها، آتش نشانی ها، نیروهای حافظ صلح سازمان ملل و هواشناسی های کشورهای مختلف در آمده اند. از این لحاظ اوریون خود را تا مدت زیادی بی رقیب می دانست. طراحی اولیه بدنه و نحوه اتصال موتورها به هواپیما تا امروز تقریباً بدون هیچ تغییر عمده ای حفظ شده است. همین عدم نیاز به تغییرات گواهی بر بی نقص بودن طراحی اوریون است. اما تجهیزات الکترونیکی این هواپیما همواره در حال تغییر و تکامل بوده اند. از این رو سازنده پی-3 در به کار گیری آنها به درخواست و سلیقه مشتری عمل می کند. انواع پیشرفته تجهیزات، این هواپیما را به سلاحی خطرناک در مقابل زیردریایی ها تبدیل می کند. اوریون با چهار موتور توربو پراپ از نوع T56-A-10 کمی شبیه هرکولس محصول دیگر لاکهید است. با توجه به سابقه طولانی لاکهید در به کار گیری این نوع موتورها می توان به این نکته پی برد که این شرکت به خوبی با مشکلات این موتورها که سایرین را متواری کرده، کنار آمده است. پس از روی کار آمدن موتورهای توربوجت شرکهای هوایی سریعا به استفاده گسترده از آنها روی آوردند ولی لاکهید و نیروی دریایی ایالات متحده به علت ويژگيهای منحصر به فرد این موتورها همچنان در طیف گسترده ایی آنها را به کار می برند. خوشبختانه شرکت توربین الکترا بزودی توانست معایب عمده این موتورها را رفع کند و تا به امروز تامین کننده موتورهای پی-3 باقی مانده است. طراحی اوریون به حدود 40 سال پیش و سال 1957 باز می گردد. نخستین پرواز این هواپیما در 19 آگوست سال 1958 انجام شد پس از چند پرواز آزمایشی، تغییراتی صورت گرفت که عمده ترین آنها کوتاه شدن بدنه به میزان 2/13 متر بود. سپس این هواپیما به تجهیزات متداول آن روزها مجهز شد و به عنوان گشت دریایی، خدمت خود را رسما در نیروی دریایی آمریکا آغاز کرد. در آن زمان تغییرات دیگری برای فروندهای بعدی در نظر گرفته شد. در سال 1962 چند تغییر دیگر به منظور کارآمدتر کردن این سلاح اعمال شده و پی-3 اوریون که پس از گذشت سالها هنوز هم در خدمت ناسا است، متولد شد. نخستین سفارش قطعی برای خرید 7 فروند از این هواپیما مربوط به سال 1960 می باشد. نیروی دریایی آمریکا متقاضی خرید 7 فروند وای پی-3وی-1 با موتور آلیسون-توربین الکترا شد که می توانست انواع بمب های عمق روی معمولی و هسته ای، اژدرهای ضد زیر دریایی و مین و راکت را حمل کند.


کابین نسبتاً پیچیده هواپیمای P-3 اوریون


ظرفیت سوخت این 7 فروند اولیه از 20631 لیتر در اولین سفارش تا 34826 لیتر در آخرین متفاوت بود، اما همگی 4 مخزن در بالها، هر بال 2 مخزن جداگانه، و یک مخزن بزرگ در امتداد بدنه داشتند که این الگو تاکنون حفظ شده است. استفاده همزمان از دو رادار جداگانه در جلو و عقب هواپیما و ترکیب هر دو رادار برای ارایه تصویری 360 درجه ایی، پی-3 را به مجهزترین سلاح ضد زیر دریایی آن روز تبدیل کرد، اگرچه این طرح به زودی لو رفت و شرکتهای دیگر نیز به استفاده از آن روی آوردند. نخستین پرواز این سفارش هفتگانه در 15 آوریل 1961 انجام شد و تا آوریل سال بعد در مجموع 2521 ساعت در 585 سورتی پرواز با این هواپیماها به صورت آزمایشی و آموزشی انجام شد. بلافاصله پس از ورود این هواپیما به خدمت از آنها در جنگ علیه کوبا استفاده شد. در جنگ ویتنام نیز آمریکاییها از این هواپیما به میزان زیادی استفاده کردند. ماموریت اصلی این هواپیما در آن زمان پوشش راداری شبانه بر فراز خلیج تونکین بود گشتهای متداول روزانه و حمایت از کشتیهای لجستیکی در برابر هجوم احتمالی زیردریاییهای شوروی نیز از ماموریتهای بود که این هواپیما بر عهده داشت. نکته جالب توجه این است که این هواپیماها از پایگاهای داخل خاک فیلیپین به پرواز در می آمدند. از آن هنگام پی-3 به طور منظم در عملیات مشابه برون مرزی مورد استفاده نیروی دریایی آمریکا قرار گرفته و می گیرد و همواره به عنوان کشت ضد زیر دریایی، مین گذار دریایی، راهنمای زیر دریایی های خودی و هدف قرار دهنده اهداف دور به کار گرفته شده است.


هواپیمای P-3 اوریون در حال پرواز در معیت یک ناوچه آمریکایی


این هواپیماها گاهی برای ایجاد تغییرات آب و هوا و باران زا کردن ابرهای منطقه ای به کار گرفته می شوند. برای این کار پودر یدید نقره را در مقیاسهای زیاد توسط تجهیزات خاصی که در این هواپیما تعبیه شده است در میان ابرها می پاشند. قابلیت شرکت در عملیات جستجو و نجات، عکس برداری و نقشه برداری هوایی و حتی توانایی انجام ماموریتهای ترابری، اوریون را به هواپیمایی چند منظوره بدل نموده است. هم اکنون این هواپیماها در بیش از 30 پایگاه برون مرزی و درون مرزی آمریکا نشست و برخاست می کنند و حتی بارها توسط نیروهای چند ملیتی در مانورهای مشترک به کار گرفته شده اند. آمریکا تنها استفاده کننده از این هواپیماها نیست. اکثر کشورهایی که مرزهای آبی دارند از پی-3 به خوبی استقبال کردند و به میزان رفع نیاز دفاعی از این هواپیما خریده اند. نیوزلند اولین مشتری اوریون با سفارش 5 فروند پی-3 بی مجهز به مولد امواج صوتی کوتاه بود. کانادا 18 فروند و ژاپن که سرانجام در سال 1978 تصمیم به جایگزین کردن این هواپیما به جای نپتون گرفت مشتریان بعدی بودند.


هواپیمای P-3 اوریون در حال برخاست


ژاپن خط تولید این هواپیما را خریداری کرده و تا کنون بیش از 100 فروند از آن را تولید کرده است. پرتقال اسپانیا و تایلند خریداران دست دوم این هواپیما هستند. هلند، نروژ، ایران و پاکستان نیز هر کدام چند فروند پی-3 در اختیار دارند. انواع مختلف پی-3 اگر چه با قرار گرفتن حروف بزرگ و کوچک و شماره های متفاوت دسته بندی می شوند ولی عمدتاً تفاوت چشمگیری میان مدلهای مختلف مجود ندارد و می توان با تغییرات پیش بینی شده از سوی کارخانه سازنده هر نوع تغییر کاربردی را در انواع آن ایجاد کرد. پی-3 با حوصله ای که در خور هواپیمای توربو پراپ است، وجب به وجب منطقه را بازرسی و شناسایی و به محظ اطلاع از موقعیت زیردریایی مهاجم اقدام به شکار آن می کند. در طول عملکرد سی وچند ساله این سلاح موارد منفی از لحاظ فنی در مورد آن به چشم نمی خورد و همواره در انجام ماموریتهای محوله موفق بوده است. همین امر سبب شده است تا پرسنل زیر دریایی ها از هواپیمای پی-3 اوریون به عنوان کابوسی هولناک یاد کنند.

آموزش Microsoft Flight Simulator (قسمت نهم)

آموزش کامل فلایت سیمولاتور 2004 (قسمت نهم)                                  نویسنده: آرمان


SPL- درس هشتم: آخرین قسمت گواهینامه- آزمون SPL چگونه انجام می شود؟

به شما تبریک می گوییم! شما توانسته اید با دنبال کردن این دروس و تمرین هایی که شخصاً انجام داده اید، به مرحله شرکت در آزمون SPL برسید. باید بدانید که اگر در این آزمون موفق عمل کنید، می توانید نخستین گواهینامه خود را، یعنی گواهینامه نخستین پرواز مستقل را از شبیه ساز مایکروسافت دریافت نمایید. نگران نباشید! کار چندان مشکلی نیست. فقط باید نکاتی را که در درس های پیشین آموخته اید، به خوبی به کار بگیرید و به هیچ وجه هول نشوید. برای شرکت در آزمون SPL، به قسمت Flying Lessons در فلایت سیمولاتور بروید. در قسمت Student Pilot، گزینه Lesson7: Your Solo Flight را کلیک کرده و Fly This Lesson Now را کلیک نمایید. حالا بیایید کمی به چگونگی انجام این آزمون جذاب بپردازیم.


در ابتدای آزمون، شما در باند 19 در فرودگاه برمرتون قرار دارید. ابتدا مقدار گاز موتور را به میزان حداقل برسانید. سپس به گفته های معلم خلبانتان گوش دهید. هنگامی که اجازه آغاز پرواز از سوی معلم خلبانتان داده شد، گاز موتور را به حداکثر رسانده و ترمز ها را آزاد نمایید. هنگامی که به سرعت 55 نات رسیدید، دماغه هواپیمایتان را به میزان 10 درجه بالا دهید تا به آرامی از سطح باند جدا شده و به پرواز در آیید. حالا، هواپیمایتان را برای وضعیت صعود ده درجه تریم کرده و اجازه دهید سرعت هواپیمایتان به 80 نات برسد. در این حالت، شما باید در حال پرواز با سرعت 80 نات و هدینگ 190 درجه باشید. همین وضعیت را تا رسیدن به ارتفاع Level Off، یعنی ارتفاعی که در آن شما به صعود پایان داده و پرواز مستقیم را در پیش می گیرید، ادامه دهید. اگر می دانید هواپیمایتان تنظیم یا در حقیقت تریم نیست، با آن نجنگید. بلکه همیشه هواپیمایتان را تریم کنید تا یک پرواز میزان شده و زیبا داشته باشید. سعی کنید در طی پرواز مستقیم، سرعتتان را زیر 100 نات حفظ کنید. توجه داشته باشید که در این آزمون، می توانید تنها تا 100 فوت با ارتفاع اصلی، 10نات با سرعت اصلی، 10 درجه با جهت اصلی و 3 درجه با زاویه صعودتان اختلاف داشته باشید. اگر اختلاف مشخصات پروازیتان به بیش از این مقدار برسد، متاسفانه شما در این آزمون مردود اعلام می شوید. پس از آن که به ارتفاع 1500 فوتی رسیدید، یک دور با زاویه 20 درجه به جهت 90 درجه به چپ بزنید تا در هدینگ 100 درجه قرار بگیرید و...


مطالب بالا، گوشه هایی بود از کارهایی که باید در حین آزمون انجام دهید. از اینکه ادامه این مطلب نوشته نشده است، نارحت نشوید. چرا که تمام دستوراتی که باید اجرا کنید در فلایت سیمولاتور در حین پرواز، هم به شما گفته می شود و هم در گوشه سمت چپ بالا، به نمایش در می آید. سعی کنید نکات مورد نظر را به یاد داشته باشید. خصوصاً در فرود یا لندینگ بسیار دقت کنید. در پایان این پرواز، شما موفق به اخذ گواهینامه اولین پرواز مستقل خود خواهید شد. در زیر، تصویر گواهینامه SPL بنده را می بینید.


تصویر گواهینامه SPL یا خلبان دانش آموز


در صورت موفقیتتان، از شما دوستان می خواهم حتماً خبر دریافت گواهینامه تان را به من بدهید. در ضمن آموزش فلایت سیمولاتور در گواهینامه SPL در همین جا به پایان می رسد. قسمت بعدی آموزش، شروع آموزش گواهینامه خلبانی شخصی یا PPL خواهد بود که ان شاالله در صورت امکان، تا چند مدت دیگر شروع خواهد شد و بدین ترتیب، تمامی گواهینامه های سیمولاتور آموزش داده خواهند شد. موفق باشید!


یادتان باشد که در پایان هر درس و مطالعه آن، حتماً درس را در شبیه ساز تمرین کنید

گرامیداشت سالگرد ورود تامکت به ایران

سی امین سالگرد ورود جنگنده اف-14 تامکت به ایران را گرامی می داریم


دقیقاً سی سال پیش در چنین روزی، یعنی بیستم بهمن ماه سال هزار و سیصد پنجاه چهار هجری شمسی، چرخ های اولین فروند از تامکت های ایرانی خریداری شده توسط ایران در ساعت ده صبح، باند فرودگاه بین المللی مهرآباد را لمس کرد. پس از این تاریخ، به تدریج تمامی تامکت ها تحویل ایران شده و شماره سریال خود را که مخصوص نیروی هوایی ایران بود دریافت کردند. تعداد تامکتهای ایرانی، 80 فروند بود که هفتاد و نه و فروند از آنان به ایران تحویل داده شد. از این تعداد، دو فروند در طی پروازهای آزمایشی سقوط کرده و از بین رفتند. به همراه این تعداد تامکت، حدود 800 نفر از کارمندان شرکت گرومن همراه خانواده هایشان به ایران آمدند و به منظور خدمات رسانی به تامکت های ایرانی تا زمان بازگشت دانشجویان خلبانی تامکت از آمریکا در شهر های تهران و اصفهان اقامت گزیدند. گفتنی است که تامکت های ایرانی، شباهت بسیاری به تامکت های آمریکایی داشتند و تنها وجه تمایز آن ها، حذف برخی از قطعات سری بود که برای جلوگیری از دسترسی شوروی سابق به آن ها در صورت سقوط احتمالی رژیم به انجام رسیده بود. بیشتر تامکت های ایرانی، در زمان سال های دفاع مقدس در نقش جنگنده های اسکورت در مرزها ظاهر می شدند و نقش پشتیبان را برای هواپیماهای فانتوم که تا کیلومتر ها داخل خاک عراق نفوذ کرده بودند، بازی می کردند.. با وجود این جنگنده و رشادت های خلبانان غیور ایرانی، نیروهای بعث هیچگاه در حد و اندازه های نیروهای هوایی جمهوری اسلامی ایران ظاهر نشدند. از زمان تولد تامکت، یعنی سی سال پیش تا کنون، همواره سیل تعریف و تمجیدها به سوی این جنگنده خوش قیافه روان بوده و هست.


هیچ توضیحی گویای هواپیمای افسانه ای تامکت نبوده و نمی باشد


چنان که یکی از نویسندگان آمریکایی می گوید: «هواپیماهای سوپر هورنت و JSF اگرچه زرق و برق بسیاری دارند و تبلیغات بسیاری در مورد آن ها صورت گرفته است، اما این هواپیماها باید سال ها در کنار اف-14 پرواز کنند تا معنای واقعی یک جنگنده تمام عیار بودن را تنها درک نمایند.» هر چند برای ما بسیار تلخ است، اما باید اعلام کنیم که آخرین اسکادران تامکت های نیروی دریایی آمریکا نیز در شرف بازنشستگی است و به زودی جای خود ار به اسکادران جنگنده های سوپر هورنت خواهد داد. هرچند هنوز هم بسیاری بر این عقیده اند که هواپیمای سوپر هورنت، در صورت جایگزینی با تامکت هزینه بسیار زیادی را بر آمریکا تحمیل می کند، اگر چه هرگز در حد و اندازه های تامکت هم نمی تواند ظاهر شود. در مورد تامکت بسیار گفته ایم، اما واقعاً در مورد این پرنده نازنین هرچه بگوییم کم گفته ایم. نظر بسیاری بر این است که تاریخ هوانوردی، شاید هیچگاه دیگر چنین جنگنده ای با این حد و توانایی به خود نبیند. در هر صورت این مقاله کوتاه، تنها یک یادآوری و گرامیداشتی بود که برای هواپیمای تامکت در اینجا برگزار شد و امید است که خاطره و یاد این هواپیما اگر چه به زودی بازنشسته می شود، هرگز از اندیشه هایمان دور نگردد.


آموزش Microsoft Flight Simulator (قسمت هشتم)

آموزش کامل فلایت سیمولاتور 2004 (قسمت هشتم)                              نویسنده: آرمان


SPL- درس هفتم: نکاتی دیگر در مورد پرواز- تریم تب ها و فلپ ها چگونه کار می کنند؟

پیشتر گفتیم که هواپیماها در طی پرواز، تحت تاثیر نیروهای گوناگونی هستند. باید به یاد داشته باشیم که این نیرو ها، همیشه در تعادل نیستند که هواپیمای ما، یک پرواز مستقیم و بدون هر گونه انحرافی را ادامه بدهد. باد هایی که می وزند، جریان های ناآرامی که در هوا وجود دارند، عدم تقسیم دقیق وزن در همه نقاط هواپیما و عوامل دیگر، همه دست به دست هم می دهند تا یک هواپیما نتواند به راحتی به پرواز خود ادامه دهد. اما این مشکل، تا حدودی با تریم تب ها یا Trim Tabs حل شده است. به شکل 1 نگاه کنید.


شکل 1- یک تریم تب یا بالچه تنظیم کوچک در انتهای سکن افقی


تریم تب ها یا بالچه های تنظیم، برای خنثی کردن اثر نیروهای جانبی دیگر و یا حفظ وضعیت پروازی در شرایط ثابت به کار می روند. برای مثال، خلبان یک هواپیما را تصور کنید که می خواهد به ارتفاع 15.000 پایی صعود کند. این صعود، طبعاً حتی با یک هواپیمای نیرومند هم مدت نسبتاً زیادی طول خواهد کشید. اگر در تمام طول این مدت، دست های خلبان مشغول نگه داشتن استیک یا فرمان هواپیما برای وضعیت اوج گیری باشد، خلبان اولاً خسته شده و ثانیاً از انجام کارهای دیگر باز می ماند. در این جا، تریم تب ها به کمک خلبان می آیند. تریم تب ها، بالچه های کوچکی هستند که همانطوری که در شکل 1 معلوم است، در حقیقت قسمت کوچکی از انتهای سکان افقی را تشکیل می دهند. می دانیم که در صورت بالا رفتن سکان افقی، دم هواپیما پایین رفته و هواپیما صعود می کند. اما در اثر فشار و نیروی که جریان هوا به سکان افقی وارد می کند، این سکان میل به برگشتن به حالت عادی را دارد. برای غلبه برا این بازگشت، خلبان باید نیروی زیادی را با دستان خود به فرمان هواپیما وارد آورد تا مانع برگشتن به حالت پرواز عادی گردد. در اینجا، خلبان تریم تب ها را پایین می دهد. با پایین رفتن تریم تب ها، نیرویی توسط این بالچه های کوچک به سکان افقی وارد می شود که مانع برگشتن سکان به حالت عادی می گردد. پس صعود و اوج گرفتن هواپیما تا زمانی که خلبان بخواهد، بدون دخالت وی ادامه خواهد یافت. همچنین عکس این حالت برای نزول نیز صادق است. در شکل 2 حالت دیگر تریم تب ها را مشاهده می کنید.


شکل 2- تریم تب ها در حالت نزول


تریم تب ها، توسط یک پیچ یا چرخ کوچک در کابین خلبان در نزدیکی اهرم های مربوط به کنترل موتور می توانند تنظیم شوند. شما در فلایت سیمولاتور، می توانید این کار را با ماوس و یا با کلید های Home و End انجام دهید. لازم به یادآوری است که تریم تب ها، یک کاربرد اساسی دیگر هم دارند و آن هم تنظیم هواپیما برای ادامه دادن پرواز مستقیم بدون هر گونه تغییر ارتفاعی است. برای مثال، ممکن است بنا به دلایلی، دماغه هواپیمای شما، میل به بالا رفتن و صعود کردن بی جهت داشته باشد. در این حالت، می توانید تریم منفی را اعمال کرده و مانع صعود شوید. یا شاید با افزایش گاز موتور در نظر داشته باشید که سرعت را افزایش دهید در حالی که به طور طبیعی، دماغه هواپیما بالا می رود که به همان روش، می توانید دوباره هواپیما را تریم کرده و به حالت عادی باز گردانید. اگر هواپیمایتان تریم باشد، می بایست هنگامی که کاملاً دست هایتان را از روی کنترل ها مانند جوی استیک بر می دارید، هواپیمایتان بی هیچ گونه تغییر جهت و یا ارتفاعی، به مسیر خود ادامه دهد. اگر این گونه نبود، سعی کنید با تنظیم تریم تب ها، وضعیت پرواز نرمال و تریم شده را به دست آورید.

 

فلپ ها، بالچه های برا افزا یا Flaps

اگر یادتان باشد، در درسهای گذشته، از شهپرها صحبت کردیم و گفتیم که شهپر ها، بالچه های کوچکی هستند که در قسمت خارجی یا انتهایی بال ها قرار گرفته اند که با حرکت برعکس هم، یکی از شهپرها نیروی برای موافق و دیگری نیروی برای مخالف به وجود می آورد که باعث دورزدن یا رول کردن هواپیما می شود. اما در کنار شهپر ها، در قسمت داخلی بال ها و نزدیک به مکانی که بال ها به بدنه متصل می شوند، بالچه هایی با نام فلپ یا Flap وجود دارند که این بالچه ها، با هم پایین رفته و با هم بالا می آیند و برعکس شهپر ها، موافق همدیگر عمل می کنند. این بالچه ها، با افزایش زاویه حمله بال ها، باعث ایجاد نیروی برای بیشتر می شوند که در نتیجه، برخاستن و فرود هواپیما را با سرعت های کم تر امکانپذیر می سازند. برای تفهیم چگونگی قرار گیری فلپ ها، به شکل 3 نگاه کنید.


شکل 3- فلپ ها و شهپر ها و چگونگی قرار گیری آن ها روی بال ها


فلپ ها با پایین آمدن خود، باعث کاهش سرعت هوا در قسمت زیر بال ها می شوند. این کاهش سرعت به نوبه خود، باعث افزایش فشار در زیر بال می شود که در نتیجه این افزایش فشار، بال می تواند نیروی برای بیشتر را تولید نماید. برای درک این موضوع، به شکل 4 نگاه کنید.


شکل 4- فلپ در حالت عادی، فلپ در حال پایین آمده


البته فلپ ها، می توانند با زاویه های مختلفی با توجه به شرایط به کار برده شوند. مثلاً در مواقعی که بیشترین نیروی برا نیاز است، فلپ ها تا آخرین حد خود پایین داده می شوند و بیشترین نیروی برا را تولید می کنند. در مواقعی که نیاز به برای بیشتر در حد اندکی است، از کم ترین درجه های فلپ استفاده می شود. فلپ ها در مواقعی که باند برخاست یا فرود کوتاه است و می بایست هواپیما هرچه سریعتر از زمین جدا شده یا هواپیما با سرعت کم تری فرود آید تا زودتر متوقف شود، بسیار کارآمد هستند. یاد آوری می شود که فلپ ها، تنها در محدود مجاز سرعت های پایین می توانند به کار گرفته شوند، چرا که در سرعت های بالا استفاده از فلپ ها نتیجه عکس را به دنبال داشته و باعث آسیب دیدن آن ها نیز می شود. محدوده مجاز سرعت استفاده از فلپ ها، روی سرعت سنج اکثر هواپیماهای سبک تا وزن متوسط، با رنگ سفید نشان داده شده است. فلپ ها، سرعت استال هواپیما را نیز پایین آورده و باعث می شوند که در سرعت های پایین، هواپیما دیرتر وامانده شود. در فلایت سیمولاتور می توانید برای پایین دادن فلپ ها، از کلید های F7 برای پایین دادن و F6 برای بالا دادن فلپ ها به اندازه ای مشخص شده استفاده کنید. اگر در یک زمان نیاز به پایین دادن  یا بالا بردن کامل فلپ ها احساس شد، می توان از کلید های F8 برای فول فلپ و F5 برای وضعیت فلپ خنثی یا صفر استفاده نمایید.


شکل 5- فلپ ها، سلات ها و سپویلر ها در بال یک هواپیما


سعی کنید که در هنگام برخاست با هواپیمای سسنا 172، از درجه فلپ 10 و در حالت فرود از درجه فلپ 30 درجه یا فول فلپ استفاده کنید. بدین وسیله، می توانید بسیار راحت نحوه استفاده از فلپ ها را به طور عملی فرا بگیرید. قبل از پرواز، از نمای بیرون یک بار فلپ ها را به طور کامل پایین داده و بعد کاملاً بالا ببرید تا نحوه عملکرد آن ها را نیز از نزدیک ببینید. یادتان باشد درجه فلپی که برای وضعیتهای مختلف پرواز اعمال می شود، در هر هواپیما مخصوص خود آن هواپیماست و نمی تواند در هواپیماهای دیگر به کار رود.


یادتان باشد که در پایان هر درس و مطالعه آن، حتماً درس را در شبیه ساز تمرین کنید

Ju-287، انقلاب بال های جلوگرا

یونکر 287، انقلاب تکنولوژی در شصت سال پیش                                    نویسنده: آرمان


همه ما می دانیم که دو صنعت بزرگ هواپیماسازی جهان، هم اکنون کشورهایی جز ایالات متحده و کشور روسیه نیستند. ظاهراً این کشورها، پیشتاز در همه پیشرفت های علم هوانوردی بوده و با اندک اختلافی، هم دیگر را در این میدان رقابت تعقیب می کنند. اما حقیقت امر چیز دیگریست. در حقیقت، این کشورها، تکنولوژی امروز خود را مدیون یکی از کشورهای شرکت کننده در جنگ جهانی دوم، یعنی آلمان هستند. به جرات می توان گفت که مهد علم هوانوردی، همین کشور بوده است و سرچشمه تمامی پیشرفت های مربوط به علوم هواپیمایی از این کشور نشات می گیرد. نمونه هایی مانند ساخت نخستین موتور جت جهان، ساخت نخستین موشک سوخت مایع، ایجاد نخستین تونل باد و آزمایش طرح های بسیاری که امروزه سرمشق کار کشورهای مدعی در این زمینه می باشند، کم نیستند. در زیر به تاریخچه و بررسی خصوصیات یکی از عجیبترین و جالب ترین طرح های آلمان در آن زمان، یعنی بمب افکن بال رو به جلوی یونکر Ju-287 می پردازیم که خواندن آن، خالی از لطف نیست.

در یکی از عصرهای تابستان سال 1944، دکتر هانس وک به همراه همکارانش، در حال آماده کردن هواپیمایی در یکی از باند های نظامی برای آزمایش نخستین پرواز آن بودند. سرانجام پس از مدتی، عملیات چک های ابتدایی انجام شد. سپس دو نفر از خلبانان زبده نیروی هوایی آلمان نازی، سوار هواپیمای عجیب و غریب شدند. چند دقیقه بعد، غرش موتورهای جت Jumo 004 در فضا طنین انداز گردید و پرنده جدید و نا آشنایی به آرامی به سمت باند پرواز حرکت کرد و پس از مدتی، به آرامی از باند پرواز جدا شد و در آسمان به پرواز در آمد. لبخند روی لبان دکتر وک، حاکی از رضایت وی از نتیجه مدت ها تحقیق بود.


هواپیمای یونکر 287، عجیب ترین هواپیمای جنگ جهانی دوم


هواپیمایی که آن روز برای نخستین بار به پرواز در آمد، هواپیمایی جز یونکر Ju-287 نبود. این هواپیمایی انقلابی، یکی از عجیب ترین هواپیماهایی بود که تا آن روز به چشم هر خلبانی آمده بود. طرح جالب بال های رو به جلوی آن، تا مدت ها برای بسیاری جای سوال بود. در کنار این طرح بی نظیر، صدای موتورهای جت آن نیز حاکی از وجود پیشرفت دیگری بود که تا آن زمان هیچ یک از کشورهای دیگر، بدان دست نیافته بودند. در ابتدای سال 1943 میلادی، یعنی در بحبوحه جنگ جهانی دوم دولت نازی آلمان، از نیروی هوایی و گروه طراحی آن نیرو، درخواست ساخت هواپیمای بمب افکنی را کرد که نیازی به جنگنده های دیگر برای اسکورت نداشته باشد بتواند با سرعت بالا و بدون دغدغه از رهگیری شدن توسط هواپیماهای جنگنده دشمن، عملیات خود را در ارتفاعات بالا انجام دهد و به منطقه خودی برگردد. در آن زمان، تقریباً چند سال بود که اولین نمونه های موتور جت توسط دکتر هانس فون اوهاین آزمایش شده بود. به همین دلیل، ابتداً گروه طراحی، بمب افکنی با موتورهای جت را طراحی کرد که دارای بال های به عقب برگشته همانند هواپیماهای امروزی بود.


هواپیمای یونکر 287 در مراحل نهایی مونتاژ موتورها


اما به زودی گروه متوجه شد که عملیات برخاست، بمباران و نشست هواپیما اکثراً در سرعت های کمی صورت می پذیرد. پس به کارگیری بال های به عقب برگشته که نیروی برای کمتری را در سرعت های پایین تولید می کردند، کاری عاقلانه نبود. سرانجام دکتر وک، سرپرست گروه طراحی، هواپیمایی با بال های رو به جلو را پیشنهاد کرد که تا آن زمان، هیچ گاه جهان هوانوردی چنین هواپیمایی به خود ندیده بود. در بال های معمولی، هنگامی که سرعت هواپیما به سرعت وامانده شدن یا استال می رسید، ابتداً نوک بال ها استال می شدند که نتیجه آن عمل نکردن شهپر ها و در نتیجه گرفتن قدرت انجام هر عملی از خلبان بود. اما در بال های جلوگرا، نخستین محلی که استال می شد ریشه بال ها بود و به همین دلیل، هواپیما هنوز به علت وجود شهپر ها کنترل پذیر بود. این ایده مورد قبول گروه طراحی قرار گرفت.


یونکر 287، در حال آماده شدن برای پرواز نهایی


برای اینکه Ju-287 سریعاً آماده خدمت در نیروی هوایی بشود، گروه طراحی برای نخستین پرواز این جنگنده، بسیاری از قسمت ها را از هواپیماهای قبلی به عاریت گرفتند. برای مثال، بدنه این هواپیما همان بدنه بمب افکن هینکل 177، دم هواپیما همان دم یونکر 388 و چرخ های دماغه همان چرخ های بمب افکن B-24 بوند. ظاهراً، تنها چیزی که این هواپیما را از هواپیماهای قدیمی تر متمایز می کرد، طرح عجیب بال های رو به جلوی آن بود. شهپر ها و فلپ های بزرگی برای این هواپیما در نظر گرفته شده بود که بیشترین نیروی برا را برای برخاستن این پرنده جالب فراهم می کرد. اما اختلاف به همین جا ختم نمی شد. این بار گروه طراحی، دیگر از موتورهای پیستونی استفاده نکرد، بلکه ریسک به کارگیری موتورهای جت ناآزموده را پذیرفت. نهایتاً برای تامین نیروی پیشران این هواپیما، چهار موتور توربوجت Jumo 004 در نظر گرفته شد که هر یک قدرتی معادل 1984 پوند تراست تولید می کردند. اما جاگیری این موتورها در یونکر 287 هم عادی نبود. دو موتور از چهار موتور زیر بال ها و دو موتور دیگر به طرز عجیبی در دو سمت دماغه قرار می گرفتند.


هواپیمای یونکر 287 در حال سرویس شدن توسط مهندسین


سرانجام روز موعود فرا رسید. در 16 آگوست 1944، هواپیمای بی نظیر و تاریخی Ju-287 از آشیانه بیرون آورده شد و پس از مدتی، بال به سوی آسمان گشود. نتایج حاصل از پرواز، همه و همه حاکی از کنترل عالی و مانورپذیری بی نظیر این هواپیما داشتند. ظاهراٌ هیچ گونه مشکلی از نظر هدایت هواپیما بروز نیافته بود. خلبانان این هواپیما گفته بودند که هواپیما، بسیار به راحتی از شیرجه ها خارج شده و به حالت پرواز عادی باز می گشت. همچنین استفاده از فلپ ها نیز هیچ اثر نامطلوبی بر هدایت هواپیما نداشت. این هواپیما در نخستین پرواز، در یک شیرجه به سرعت بالای 404 مایل بر ساعت نیز دست یافت که در نوع خود و برای یک بمب افکن، سرعتی باورنکردنی بود. فرود هواپیما پس از پرواز آزمایشی نیز بسیار به آرامی و بدون هیچ مشکل خاصی انجام گرفت و برای نخستین بار، پرواز یک هواپیمای بال رو به جلو با موتورهای جت در تاریخ هوانوردی ثبت شد افتخاری دیگر را برای این علم گسترده به ارمغان آورد.


موتور توروبوجت Jumo 004، سال ها پس از نخستین به کارگیری


 پس از موفقیت نمونه ی اول هواپیما، نمونه دوم هواپیما نیز قرار بود که بر پایه همین هواپیما ساخته شود. اما این نمونه، دارای موتورهای نیرومندتر هینکل A011 بود که نیروی 2866 پوند تراست را تولید می نمود. همچنین، جاگیری موتورها نیز این بار با مدل نمونه اول تفاوت داشت. در نمونه دوم، تصمیم بر آن گرفته شده بود که هر چهار موتور برای بالانس و ایجاد تعادل در هواپیما زیر بال ها قرار بگیرند. همچنین، قرار بر آن بود که نمونه سومی نیز از این هواپیما ساخته شود که دارای شش موتور بود و هدف رسیدن به سرعت های بسیار بالا را دنبال می کرد. پیش بینی شده بود که نمونه سوم هواپیما در صورت ساخت قادر به رسیدن به سرعت هایی بالای 509 مایل در ارتفاع شانزده هزار پایی بود که در زمان خود، واقعاً یک «معرکه» به شمار می آمد. گفتنی است که این هواپیما، از سیستم کابین تحت فشار نیز بهره می برد. بدین معنی که خلبانان لازم نبود برای پرواز در ارتفاعات بالا، با خود اکسیژن حمل نمایند، بلکه سیستم های تعبیه شده در هواپیما، اکسیژن مورد نیاز را در کابین فراهم می آورد.


هواپیمای بمب افکن یونکر 287 در حال تاکسی به سوی باند


در سال 1945 و همزمان با فروپاشی آلمان نازی، نمونه دوم یونکر 287 در حال ساخت بود که کارخانه یونکر توسط نیروهای شوروی اشغال شد و دکتر وک، تیم طراحی، هواپیمای نمونه اول و همچنین هواپیمای ناتمام نمونه دوم، همگی به اسارت نیروی های ارتش سرخ روسیه در آمده و به شوروی برده شدند. در سال 1947، یعنی دوسال پس از پایان جنگ، یونکر نمونه دوم هم در شوروی آماده شد. اما به دلیل اینکه روس ها هیچ علاقه ای به ساخت چنین هواپیماهایی نشان نمی دادند، این هواپیما دیگر هیچ گاه پرواز نکرد و ماجرای یونکر 287 به همان جا پایان یافت.


هواپیمای یونکر 287، بمب افکن جت جنگ جهانی دوم


سال ها بعد، آمریکایی ها به مدد سازمان هوافضایی ناسا و مدارکی که از آلمان نازی در مورد طراحی این گونه هواپیما ها به دست آمده بود، هواپیمای بال رو به جلوی X-29 طراحی و ساخته شد که همان موفقیت ها باز هم تکرار شدند ولی این طرح، این بار هم عملیاتی نشد. در چند سال اخیر، ظاهراً روس ها دوباره دفترچه خاطرات خود راورق زده و به یاد طرح های جاودانه ی دکتر وک افتاده اند و نتیجه تحقیقات آن ها در مورد این هواپیما ها، به صورت جنگنده عملیاتی Su-47 برکوت تحقق یافت. جالب این جاست که این هواپیماها که در چند دهه اخیر ساخته شده اند، همگی از سیستم های پیچیده کامپیوتری برای کنترل پروازشان استفاده می نمایند، در حالی که هواپیمای یونکر 287 تنها و تنها از همان سیستم های مکانیکی استفاده می کرد و این نکته، اوج دانش طراحان آلمان را تفهیم می کند که واقعاً خدمات بزرگی را در راه علم هوانوردی انجام دادند.

آموزش Microsoft Flight Simulator (قسمت هفتم)

آموزش کامل فلایت سیمولاتور 2004 (قسمت هفتم)                               نویسنده: آرمان


SPL- درس ششم: فرود یا لندینگ- هواپیماها چگونه فرود می آیند؟

به جرات می توان گفت که هیچ مانوری در پرواز، از اهمیت فرود یا لندینگ برخوردار نیست. هر هواپیمایی که در حال پرواز باشد، سرانجام به دلیل محدودیت سوخت، باید در جایی فرود آید و چه جایی بهتر از فرودگاه برای فرود! همیشه می گویند که برخاست عملی اختیاریست، اما فرود کاریست اجباری که به دقت و تمرکز فراوانی نیاز دارد. در این درس، مطالب پایه ای و اساسی را برای فرود آوردن یک فروند سسنا 172 می آموزیم. اگر این درس را به خوبی یاد بگیرید، مطمئن باشید که در فرود آوردن هواپیماهای دیگر مشکل چندانی به جز یادگیری اصول جزئی فرود آن ها نخواهید داشت. با هم درس را آغاز می کنیم.


اولین فرودتان مبارک باشد!

تصور کنید که در هواپیمای سسنا 172تان در حال پرواز با سرعت 65 نات هستید. حالا چرا 65 نات؟ برای فرود آمدن، سرعت مشخصی لازم است. همیشه یک فرود خوب، فرودی است که با پایین ترین و کم ترین سرعت ممکن انجام شود. البته، در کنار در نظر گرفتن سرعت پایین، به یاد داشته باشید که منظور از کم ترین سرعت ممکن، سرعتی است که بی خطرترین سرعت نیز باشد. سرعت فرود برای لندینگ اکثر هواپیماها حدود 30% بالای سرعت استال یا وامانده شدن هواپیماست. البته حتماً به یاد دارید که گفتیم استال وضعیتی است که در اثر سرعت بسیار کم به وجود می آید و هواپیما به دلیل نبود هیچ جریان هوایی رو بال ها، وامانده شده و به پایین سقوط می کند. برای مثال سرعت استال سسنا 172 که روی سرعت سنج هم مشخص شده است، حدود 50 نات است. 30% بالاتر از این سرعت، سرعت 65 نات است که حفظ این سرعت برای لندینگ، می تواند فرود خوبی را به دنبال داشته باشد. فراموش نکنید که بزرگترین اشتباهی که خلبانان تازه کار هنگام فرود مرتکب می شوند، فرود با سرعت زیاد است. پس سعی کنید که به خوبی سرعت هواپیمایتان را کنترل کنید.

 

مسیر گلاید یا Glide Slope برای فرود

یکی از پر اهمیت ترین مسایل در فرود، مسیر فرود یا گلاید سلوپ است. مسیر فرود به مسیر فرضی در آسمان گفته می شود که اگر به درستی روی این مسیر و با سرعت مناسب حرکت کنیم، سرانجام در ابتدای باند فرود و در مناسب ترین محل فرود خواهیم آمد. حال شاید این سوال برایتان پیش آید که در آسمان طبیعتاً هیچ مسیری وجود ندارد که به وسیله آن، مسیر فرود را دنبال کنیم، پس دنبال کردن مسیر Glide Slope چگونه امکان پذیر است؟

 

نمایش دهنده های مسیر گلاید یا Glide Slope Indicators در فرودگاه ها

گفتیم که مسیرهای فرضی که ما در ذهن خودمان تصور کرده ایم، در آسمان وجود ندارند. پس باید چاره ای برای حفظ مسیر گلاید اندیشیده شود. باند فرودگاه های سراسر دنیا، در هر دو سر، اکثراً دارای نشان دهنده هایی به نام نمایش دهنده مسیر گلاید هستند که این نشان دهنده ها، به ما کمک می کنند که به راحتی، مسیر گلاید خود را تا انتهای فرود دنبال نماییم. این نشان دهنده ها بر دو نوعند: نشان دهنده های VASI یا Visual Approach Slope Indicator و نشان دهنده های PAPI یا Percision Approach Path Indicator. حال در زیر، طرز کارکرد و شیوه استفاده ی هریک را فرا می گیریم.

 

1- VASI Visual Approach Slope Indicator

این نشان دهنده شامل چهار چراغ فلورسنت، دو عدد در یک سمت و دو عدد در سمت دیگر است. این چراغ ها دو رنگ را می توانند نمایش دهند، رنگ های سفید و قرمز. بسته به ارتفاعی که دارید، رنگ این چراغ فرق می کند و به وسیله این رنگ ها، به راحتی می توانید مسیر گلاید خود را دنبال کرده و فرودی موفقیت آمیز داشته باشید. به شکل 1 نگاه کنید.


شکل 1- نشان دهنده مسیر فرود VASI یا Visual Approach Slope Indicator


تصور کنید که در حال تقرب یا نزدیک شدن به باند یا همان Approach هستید. اگر باند دارای نشان دهنده های VASI باشد، چیزی شبیه به شکل بالا را در مقابل خود مشاهده خواهید کرد. به سمت چپ تصویر 1 نگاه کنید. اگر شما از مسیر گلاید خود به سمت باند بسیار پایین تر قرار گرفته باشید، هر چهار چراغ به رنگ قرمز در می آیند. پس شما باید بیشتر اوج بگیرید. حال به وسط تصویر نگاه کنید. اگر دقیقاً بر روی مسیر گلاید در حال حرکت به سوی باند باشید، چراغ هایی که بالاتر قرار گرفته اند به رنگ قرمز و چراغ های پایین تر به رنگ سفید در می آیند. حال اگر شما بسیار بالاتر از مسیر گلاید خود قرار گرفته باشید، مطابق سمت راست تصویر، شما چهار چراغ سفید را مشاهده خواهید کرد. البته نور واقعی این چراغ ها اکثراً نور زرد کم رنگ به جای سفید و نارنجی به جای قرمز است. می بینید که به وسیله ی این نشان دهنده، چقدر راحت می توان مسیر گلاید خود را تعیین کرده و به زیبایی به سمت باند حرکت کنید.

 

2- PAPI Percision Approach Path Indicator

این نشان دهنده، چیزی شبیه به VASI است، با این تفاوت که این نشان دهنده اغلب در فرودگاه های بزرگتر نصب می شود و همانطوری که از نامش پیداست، دارای دقت بیشتری نسبت به VASI است و برای فرودهای دقیق تر در هواپیماهای عظیم الجثه به کار می رود، چرا که نشستن در ابتدای باند، برای در اختیار داشتن باند کافی برای ترمز، برای این هواپیما ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این نشان دهنده شامل چهار چراغ فلورسنت است که برخلاف VASI، فقط در یک سمت باند نصب می شود. به شکل زیر، شکل 2 نگاه کنید تا درک بهتری از این نشان دهنده به دست بیاورید.


شکل 2- نشان دهنده مسیر فرود PAPI یا Percision Approach Path Indicator


با توجه به شکل، طرز کار این نشان دهنده بدین صورت است که اگر هر چهار چراغ که در یک ردیف قرار دارند، به رنگ سفید باشند، شما کاملاً بالای مسیر گلاید خود قرار دارید و مطمئناً از جایی غیر از باند فرود سر در خواهید آورد. اگر از سمت راست، یک چراغ قرمز روشن شده باشد، بدین معنی است که شما کمی بالای مسیر گلاید خود قرار دارید. اگر دو چراغ به رنگ قرمز و دو چراغ به رنگ سفید در آمده است، معنی آن این است که شما دقیقاً در مسیر گلاید خود قرار دارید. اگر تعداد سه چراغ به رنگ قرمز در آمده و تنها یک چراغ به رنگ سفید بود، بدین معنی است که شما اندکی پایین تر از مسیر گلاید خود قرار دارید. اگر تمام چراغ ها به رنگ قرمز در آمده باشند، جز اینکه به زودی به زمین برخورد خواهید کرد نمی تواند هیچ معنی دیگری داشته باشد!

 

قرار گرفتن روی مسیر گلاید

می بینید که اگر به طرز صحیح از ابزارهای نشان دهنده گلاید سلوپ استفاده نماییم، به راحتی می توانیم مسیر گلاید خود را تصحیح کرده و روی مسیر درست قرار بگیریم. برای این کار، مثلاً اگر شما بالاتر از مسیر گلاید خود قرار دارید، می توانید از فنونی که برای کاهش ارتفاع در درسهای قبلی فراگرفته اید، استفاده کرده و روی مسیر صحیح قرار بگیرید. همچنین اگر پایین تر از مسیر مشخص شده قرار دارید، می توانید با استفاده از مهارت هایی که برای صعود فرا گرفته اید، خود را به مسیر صحیح گلاید برسانید. پس از توضیحات اضافی خودداری کرده و تمرین برای قرار گرفتن روی مسیر گلاید را به خود شما واگذار می کنیم.

 

فلر کردن برای لندینگ یا Landing Flare

تصور کنید با نرخ نزول 100 فوت بر دقیقه در حال کاهش ارتفاع و همچنین تقرب به باند هستید و روی مسیر صحیح گلاید قرار دارید. قطعاً اگر همین رویه را ادامه بدهید، فرود خواهید آمد. اما با وزنی که هواپیما به چرخ ها و ستون چرخ ها وارد خواهد آورد، قطعاً به سازه چرخ ها و ارابه فرود آسیب رسیده و همچنین فرود نرم، زیبا و بدون تکانی نخواهید داشت. تنها راه جلوگیری از وقوع این مسئله، انجام دادن کاری به نام فلر یا Flare است. هنگامی که به طور کامل به باند نزدیک شدید و در ارتفاع 6 تا 7 فوتی زمین قرار گفتید، دماغه هواپیما را آن قدر بالا دهید که سرعت هواپیما به طور کامل کاهش یافته و به آرامی چرخ هایتان سطح باند را لمس نماید. به این عمل، فلر کردن می گویند. به یاد داشتن چند نکته در انجام فلر بسیار اساسی و مهم است. نخست این که اگر فلر کردن را در ارتفاعی بالاتر از آنچه ذکر شد، انجام دهید، هواپیمایتان استال کرده و وامانده خواهد شد و مستقیم به پایین سقوط کرده و به سطح باند کوبیده خواهد شد. نکته دیگر این است که اگر با سرعت بالا سعی در انجام عمل فلر کردن داشته باشید، چون دماغه هواپیما را بالا آورده اید، بال های هواپیما به دلیل سرعت زیادتان نیروی برای بیشتری تولید کرده و هواپیمایتان ارتفاع می گیرد که یکی از بچگانه ترین اشتباه های هر شخص مبتدی در اولین فرود است.


شکل 3- فلر کردن برای فرودی نرم و زیبا


درس آینده در چه موردی است

درس آینده، یک بحث تکمیلی در مورد چگونگی استفاده کردن از تریم تب ها، تریم کردن هواپیما، توضیح نشان دهنده های دیگر و چگونگی عملکرد فلپ ها و طرز استفاده از آن هاست. حتماً درس جلسه بعد را به خوبی مطالعه نمایید تا مهارت های خلبانی شما برای دریافت گواهینامه SPL تکمیل شود. در آخرین درس، توضیحاتی در مورد چگونگی انجام آزمون نهایی توسط شما و همچنین دریافت مدرک SPL ارائه خواهد شد که مطمئناً برای قبولی در آزمون نهایی این گواهینامه مثمر ثمر واقع خواهد شد. موفق باشید!


برای تمرین این درس، فلایت سیمولاتور را اجرا کرده و سپس به قسمت Flying Lessons بروید. در قسمت Student Pilot، قسمت Lesson 5: Landings را کلیک کرده و در گوشه سمت راست بالا، لینک Fly This Lesson Now را کلیک کنید. با انجام این کار، شما کلیه مراحل فرود را با معلم خلبان تمرین خواهید کرد.


یادتان باشد که در پایان هر درس و مطالعه آن، حتماً درس را در شبیه ساز تمرین کنید

ماجرای سقوط فانتوم های ایرانی توسط F-15 های عرب

ماجرای ساقط شدن فانتوم های ایرانی توسط F-15 های عربستان         نویسنده: آرمان


ظاهراً مسئله ساقط شدن فانتوم های ایرانی به دست اف-15 های نیروی هوای عربستان سعودی، کنجکاوی بسیاری از خوانندگان عزیز را برانگیخته است. به همین دلیل لازم دانستم تا در مورد این موضوع توضیحاتی کوتاه را خدمتتان ارائه نمایم. گسترش قدرت ایران بر منطقه خلیج فارس در دهه هشتاد، باعث شد که آمریکایی ها از این موضوع چندان دل خوشی نداشته باشند.


اف-15 ها در حال پرواز با یک فروند F-5


چرا که خلیج فارس پس از فلج شدن نیروی دریایی عراق به وسیله ایران در همان آغاز جنگ، تقریباً تحت نظارت ایران بود، اگر چه ناو های هواپیمابر و ناوچه های آمریکایی نیز در آن منطقه حضور همیشگی داشنتد. به همین دلیل، آمریکایی ها، گاهگاهی با انجام پروازهایی بر فراز سکوهای نفتی ایران در حاشیه خلیج فارس، درصدد ایجاد ترس و وحشت از عدم امنیت در این منطقه برآمدند و با انجام پروازهای گشتی بر فراز این سکوها، می خواستند که با قدرت نمایی، به ایران بفهمانند که اگر روزی دست از پا خطا کند، سر و کارش با این جنگنده هاست. طبیعی بود که عربستان صعودی که از هم پیمانان نزدیک آمریکا به شمار می آمد، ایالات متحده را در انجام این امر یاری می داد. سرانجام، در پنجم ژوئن 1984، دو فروند فانتوم ایرانی که خلبانی یکی از آن ها به گفته یکی از دوستان، به عهده سرهنگ خلبان همایون حمکتی و کمک خلبان او سیروس کریمی بود، تا چند ده کیلومتر وارد مرز های آبی و خاکی عربستان شدند.


اف-15 عربستانی در حال سوخت گیری هوا به هوا


 شاید که هدف از این پرواز، مقابله با تهدیدهای هواپیماهای گشتی عربستان سعودی بود که به وفور در منطقه خلیج فارس جولان می دادند. پس از تشخیص این دو فروند فانتوم که به احتمال فراوان از نوع E بودند، دو فروند هواپیمای F-15C نیروی هوایی عربستان سعودی برای رهگیری فانتوم های ایرانی از فرودگاهی در همان نزدیکی برخاستند و پس از تعقیب و گریز هایی چند، سرانجام هر دو فانتوم مغلوب حریف قدر خود گشته و هدف موشک های اسپارو AIM-7 قرار گرفتند که این شلیک ها، هر دو به هدف برخورد کرده و منجر به سقوط فانتوم های ایرانی شد. عدم اعتراض ایران بدین موضوع در آن زمان به این دلیل بود که فانتوم های ایرانی در زمان مورد هدف قرار گرفتن، کاملاً در داخل خاک عربستان بودند و از این لحاظ، هیچ گونه خسارتی از سوی دولت عربستان یا سازمان های بین المللی به ایران پرداخت نشد.


یک نمونه فانتوم ایرانی مدل E


گفتنی است که این نخستین بار در تاریخ هواپیمایی بود که یک محصول شرکت مک دانل داگلاس، محصول دیگری از همین شرکت را مورد هدف قرار می داد. البته به نظر من این شکست یک شکست طبیعی است، چرا که معلوم است که هواپیمای اف-15 به مراتب پیشرفته تر، جدیدتر و کارآمد تر است و به راحتی قادر است نه فقط فانتوم را، بلکه هر هواپیمای مشابه دیگری را به راحتی هدف قرار دهد. نبردی که بین اف-15 های عرب و فانتوم های ایرانی صورت گرفت، یک نبرد کاملاً نابرابر بود، چرا که فانتوم های ایرانی، به هیچ وجه از سوی غرب به لحاظ قطعات یدکی حمایت نمی شدند اما اف-15 های عرب در آن زمان، جزو جدیدترین جت های جنگنده جهان به شمار می آمدند. البته اگر در این نبرد، دو فروند اف-14 به جای فانتوم ها در صحنه حضور داشتند، ساقط شدن اف-15 ها مسئله عجیبی نبود،چرا که موشک های فینیکس، کار خود را خوب بلندند!

مقاله کامل در مورد جنگنده F-15 Eagle

F-15 ایگل، اسباب بازی بزرگ برای بچه خلبانان بزرگ!                            نویسنده: آرمان


همانگونه که می دانید، هر جنگنده ای یا به طور کلی هر هواپیمایی، ویژگی یا خصوصیتی دارد که به وسیله آن برتری خود را بر رقیبانش اثبات می کند. اما جمع شدن تمام ویژگی ها و صفات مطلوب برای یک جنگنده در یک هواپیمای به خصوص، قدری مایه شگفتی است، اما واقعیت هم دارد و این مسئله در هواپیمای جنگنده ی اف-15 ایگل، رویایی حقیقی است.


هواپیمای F-15 مشهور به عقاب آسمان ها


باز هم باید به سال های جنگ سرد برگردیم، چرا که بی شک در این سالها، بزرگترین تحولات در علم هوانوردی روی داد و برای تشریح این تحولات، توصیف حال و هوای آن دوران، امری اجتناب ناپذیر است. در آن دوران، پس از آشکار شدن ضعف هواپیمای اف-4 فانتوم در برابر جنگنده های جدید روسیه، هواپیمای اسطوره ای اف-14 تامکت به خدمت نیروی دریایی آمریکا در آمد، اما نیروی هوایی همچنان از فانتوم های قدیمی استفاده می کرد. بسیاری از جمله خود شرکت گرومن به نیروی هوایی به خدمت گرفتن تامکت را پیشنهاد کردند، اما چه بهتر که نیروی هوایی هیچگاه این پیشنهاد ها را نپذیرفت چرا که نتیجه آن شد که هواپیمایی نوین به نام اف-15 ایگل که مخصوصاً برای نیروی هوایی و جنگ های هوا به هوا طراحی شده بود، متولد گردید.


هواپیماهای F-15 در حال حمل موشک های اسپارو و در حال پرواز جمع


به راستی F-15 چگونه جنگنده ای بود

هواپیمایی که توسط شرکت مک دانل داگلاس طراحی شده بود، می توانست به شایستگی از عهده هر گونه جنگ هوایی برآید، خواه که این نبرد یک نبرد نزدیک یا Dog Fight یا خواه یک نبرد دور یا ماورای دید بصری یا BVR بود. شرکت مک دانل داگلاس برای طراحی اف-15، از شیوه های طراحی بال با جدید ترین متد های آیرودینامیکی بهره جست. اما با وجود این، در نخستین پروازهای این جنگنده که از 27 جولای 1972 آغاز شد، اشکالاتی همچون ناپایداری و لرزش شدید در بال ها در سرعت های نزدیک به سرعت صوت ظاهر گشت که بعداً با طراحی دوباره لبه حمله و لبه فرار بال و همچنین تغییراتی در پروفیل آن، این مشکلات نیز تا حدود زیادی برطرف گردید. اگرچه استفاده از فلز تیتانیوم که به مراتب از فولاد سبک تر و مقاوم تر است و همچنین به کاربردن دریچه های ورودی موتور متغیر، اجازه دستیابی به سرعت های بالای 2.5 ماخ را به اف-15 می داد، اما اجازه پرواز با این سرعت در حالی که هواپیما به طور کامل با تسلیحات مختلف لود شده است مشکلاتی را برای ادامه پرواز به وجود می آورد. بدین ترتیب، سرعت هواپیمای اف-15 در حالت مسلح به 1.78 ماخ محدود شده است و کامپیوتر های کنترل کننده سرعت، اجازه دستیابی به سرعت های بالاتر را به خلبان نمی دهند. طراحی هواپیمای اف-15، انقلابی در در طراحی کاکپیت هواپیماهای جنگنده نیز به شمار می آمد. این هواپیما با در اختیار گذاشتن کاکپیتی وسیع، دید بسیار عالی را برای خلبان فراهم آورده و نشان دهنده ها در بهترین وضعیت ممکن برای راحتی خلبان در جای خود قرار داده شده اند. پس از تولید 410 فروند از مدل های A و مدل آموزشی B از این هواپیمای تاکتیکی قدرتمند، مدل های C و D نیز با تغییراتی چون موتورهای نیرومندتر و رادار جدید AN/APG-70 معرفی شدند. در این میان، مدل C به محبوبترین مدل این هواپیما در بین دارندگان این جنگنده خوش ساخت تبدیل گردید. علاوه بر تغییرات مذکور، مدل C این هواپیما توانایی حمل دو مخزن سوخت اضافه در زیر هواکش موتورها را نیز دارابود که به نوبه خود، تاثیر به سزایی در افزایش برد این هواپیما در یک پرواز بدون سوخت گیری هوایی را داشتند. جالب این جاست که این هواپیما با سوخت گیری هوا به هوا می تواند مدت 15 ساعت تمام به انجام ماموریت به پردازد. اهمیت این مسئله هنگامی روشن می شود که بتوانید فشاری را که در چنین مدتی طولانی بر موتورها، سازه هواپیما و دستگاههای الکترونیکی هواپیما وارد می آید، تصور کنید. گفتنی است که اف-15، به داشتن محکم ترین بدنه جنگنده در دنیا مشهور است، چرا که بدنه ی این هواپیما در مانورهای جی شدید، می تواند تا بالای 9 جی یا 9 برابر شتاب جاذبه زمین را تحمل کند. اگر این مسئله به خوبی برایتان قابل درک نیست، باید اضافه کنیم که در این مانورها، وزن هواپیما به دلیل مقابله با شتاب جاذبه به حدود 225 تن می رسد!


هواپیماهای اف-15 ایگل در حال پرواز در فرمیشن


F-15 E-Strike Eagle یا اف-15 بمب افکن

پس از موفقیت های بزرگی که اف-15 بدست آورد، کم کم از گوشه و کنار صحبت طرحی که این جنگنده موفق را تبدیل به یک بمب افکن سبک نماید شنیده می شد. در آن زمان، تنها بمب افکن سبک نیروی هوایی یعنی هواپیمای اف-111 بازنشست شده بود و می بایست هرچه سریعتر، جای خالی این بمب افکن پر می شد. در ابتدا، نیروی هوایی مخالف تبدیل اف-15 به یک بمب افکن بود، چرا که اعتقاد بر این بود که با تبدیل این جنگنده به بمب افکن، قابلیت های رزمی آن در نبردهای هوا به هوا به شدت کاهش می یابد. اما پس از پیاده ساختن این طرح، نتیجه کاملاً برعکس از آب درآمد. بله، اف-15 پتانسیل تبدیل به یک بمب افکن موفق را در حالی که هنوز هم واقعاً یک «عقاب» بود داشت.


F-15E یا مدل بمب افکن هواپیمای اف-15


این مدل از اف-15، در جنگ عراق در سال 1991، نقش عمده ای را در بمباران اهداف معین شده بازی کرد. گفته می شد در آن زمان تنها دو هواپیما با آسودگی کامل به انجام عملیات بر فراز عراق می پرداختند: یکی هواپیمای F-117 که یک هواپیمای مخفی از دید رادار بود و دیگری، همین اف-15 سترایک ایگل بود که به دلیل مانور پذیری و چالاکی بی حد و مرزش، به راحتی می توانست پس از انجام عملیات، منطقه نبرد را ترک کرده و بدون هیچ آسیبی به پایگاه بازگردد. فیلم های واقعی که از نبرد این هواپیما در زمان جنگ عراق تهیه شده است، مو را بر اندام راست می کند. اما این در حالی است که خلبانان این هواپیما، اظهار کرده اند که عملیاتشان را با آسایش کامل انجام داده اند.


هواپیمای اف-15 ایگل در حال لندینگ یا فرود


F-15 با چه تسلیحاتی تجهیز شده است

هواپیمای اف-15 ایگل، همانند هواپیماهای قبلی نیروی هوایی، می تواند موشک های سایدویندر AIM-9 که یک موشک حرارت یاب است و همچنین موشک راداری اسپارو AIM-7 را حمل نماید، اما علاوه بر این موشک های همیشه در صحنه، موشک بسیار خطرناک و کشنده آمرام AIM-120 که یک موشک «شلیک کن، فراموش کن» است، می تواند روی هواپیمای اف-15 نصب شده و به راحتی سلطه آسمان پهناور را به «عقاب» واگذار نماید. چرا که حمل ترکیبی از این موشک ها به وسیله شاهین تیز پروازی چون F-15 دیگر جایی برای دیگر هواپیماها در آسمان باقی نمی گذارد.

 

سابقه نبردهای F-15 Eagle

1- اسرائیل، 1979: سرنگونی پنج فروند میگ سوریه

2- اسرائیل، 1981: حمله به راکتور هسته ای اوسیراک عراق

3- اسرائیل، 1982: حمله به لبنان توسط اسرائیل

4- عربستان سعودی، 1984: سرنگونی دو فروند فانتوم ایرانی به وسیله اف-15 های عربستان

5- اسرائیل، 1985: عملیات حمله اسرائیل به تونس

6- نیروی هوایی آمریکا، نیروی هوایی عربستان، 1991: شرکت در عملیات جنگ عراق

7- نیروی هوایی آمریکا، 1991: عملیات Northern & Southern Watch در جنگ عراق

8- نیروی هوایی آمریکا، 1995: عملیات در بوسنی و هرزگوین

9- نیروی هوایی آمریکا، 1998: عملیات روباه صحرا در عراق

10- نیروی هوایی آمریکا، 1999: عملیات در کوزوو به وسیله نیروهای متحد

11- نیروی هوایی آمریکا، 2001: عملیات جنگ افغانستان

12- نیروی هوایی آمریکا، 2003: عملیات آزادی عراق


هواپیماهای اف-15 در حال پرواز در کوهستان


مدل های مختلف F-15 Eagle

اولین نمونه ی هواپیمای اف-15 با نام F-15A به عنوان اولین نمونه این هواپیما به تعداد 355 فروند تولید گردید. مدل دو نفره یا مدل آموزشی این جنگنده با نام F-15B یا TF-15 به تعداد 57 فروند برای مقاصد آموزشی ساخته شد. مدل جدید این جنگنده یا سیستم های اویونیکی و موتورهای پیشرفته تر، با نام F-15C با برد بیشتر به تعداد 408 فروند توسط شرکت مکدانل داگلاس به تولید رسید. همچنین از همین مدل، مدلی آموزشی نیز با نام F-15D به تعداد 61 فروند طراحی و ساخته شد. مدل بعدی این هواپیما، مدل مشهور F-15E بود که همانطوری که گفته شد، دارای قابلیتهای چشمگیر هوا به زمین و توانایی بسیار در هدف قرار دادن اهداف زمینی بود. از هواپیمای اف-15، مدل های صادراتی نیز تولید گردید که از جمله ی آن ها می توان به اف-15 اسرائیلی، اف-15 های عربستان صعودی و اف-15 های ژاپن اشاره کرد که البته هواپیماهای ایگل ژاپن با کد J شناخته می شوند. همچنین، به تازگی، کره جنوبی نیز سفارش این هواپیما را به دولت آمریکا تسلیم کرده است که قرار است اف-15 های تحویلی به کره جنوبی، مدل K نامیده شوند. در سال های اخیر، برنامه هایی نیز برای تولید نمونه ای از اف-15 با کد PDF برای ایفای نقش هواپیمای F-22 با هزینه کمتر در نظر بود که سرانجام لغو شد.


هواپیمای F-15E در حال حمل بمب های مختلف


هواپیمای اف-15 با آنکه بیش از 30 سال از حضورش در نیروی هوایی آمریکا و چندی از کشورهای دیگر می گذرد، اما بازهم جوان، نیرومند، سرحال و جنگنده می نماید. احتمال فراوان می رود که مدل های ابتدایی این جنگنده تا سال 2010 از خدمت بازنشسته شوند و مدل های جدیدتر نیز، پس از تکمیل حضور هواپیمای پیشرفته F-22، از خدمت نیروی هوایی ایالات متحده خارج شوند.

آموزش Microsoft Flight Simulator (قسمت ششم)

آموزش کامل فلایت سیمولاتور 2004 (قسمت ششم)                              نویسنده: آرمان


با سلام خدمت همراهان و دوستان گرامی این وبلاگ، از اینکه با نظرات گرم و صمیمتان، مارا تا به اینجا همراهی کرده اید، بسیار ممنون و سپاسگزاریم. در نظرات پست های قبلی آموزش فلایت سیمولاتور، اعتراض هایی را از جانب برخی از دوستان برای آموزش این سیمولاتور و عدم ارائه مقالات دیگر دریافت کردیم که ابتداً تصمیم برآن گرفتیم که آموزش آن را متوقف کنیم، اما با درخواست چند تن دیگر از دوستان برای ادامه آموزش، تصمیم گرفتیم که آموزش را به طور متناوب ادامه دهیم. از این پس، به طور یک در میان یک مقاله متفرقه و یک مقاله آموزش فلایت سیمولاتور در وبلاگ ارائه می شود که امید است رضایت هر دو گروه از خوانندگان را جلب نماید. در ضمن، از دوستان بابت عدم ادامه آموزش برای مدتی، امید عفو داریم.

در ضمن توجه شود که این مطالب به نظر برخی دوستان صرفاً ترجمه و جمع آوری نبوده و بیشتر از تجربیات شخصی نویسنده برای تالیف و آماده نمودن مطالب بهره گیری شده است.


SPL- درس چهارم: برخاست و پرواز آرام- هواپیماها چگونه برخاسته و آرام پرواز می کنند؟

شاید از خود بپرسید که برخاست در یک هواپیما شاید از اهمیت بسیاری برخوردار باشد، اما پرواز با سرعت کم و آرام چه کاربردی می تواند داشته باشد؟ پاسخ این سوال را به سادگی می توان داد، فقط کمی فکر کنید. در کدام مانور پروازی کاهش سرعت داریم؟ قطعاً جواب این سوال تنها می تواند «فرود» یا لندیگ باشد که در طی آن خلبان سرعت را به شدت کاهش داده برای فرود آماده می شود. پس آموختن هدایت هواپیما در پرواز با سرعت پایین بسیار ضروری است. بدون یادگیری این درس، حتماً در پایان فرود هایتان باید ارابه های فرود هواپیمایتان را به کلی تعویض نمایید!


اجزای بال های یک هواپیما

به شکل 1 در زیر نگاه کنید. در این شکل اجزای یک بال نشان داده شده اند.


شکل 1- اجزای بال: Leading Edge یا لبه حمله، Trailing Edge یا لبه فرار، Upper Cambered Surface یا سطح انحنای بالا، Lower Cambered Surface یا سطح انحنای پایین و Chord Line یا وتر بال


1- Leading Edge یا لبه حمله: لبه حمله قسمت جلویی بال است که مستقیماً هوا را می شکافد و اولین قسمتی است که در آغاز پرواز، با هوا برخورد کرده و در فرآیند تولید برا شرکت دارد.

2- Trailing Edge یا لبه فرار: لبه فرار قسمت انتهایی بال و آخرین نقطه ای است که هوا پس از رد شدن از سطوح بالا و پایین بال از آن می گذرد. این نقطه، به نقطه ی ترک هوا نیز معروف است.

3- Upper Cambered Surface یا سطح انحنای بالا: سطح بالایی بال را که مقداری نیز به صورت منحنی و قوس دار ساخته شده است و نقش مهمی در ایجاد نیروی برا دارد، سطح انحنای بالای بال می گویند که همیشه مسافت طی شده توسط هوا از روی این سطح بیشتر یا مساوی سطح پایین است.

4- Lower Cambered Surface یا سطح انحنای پایین: سطح پایینی بال را که همانند سطح بالا گاه انحنا داده شده و یا گاه به صورت تخت و صاف است، سطح پایینی بال می گویند. این سطح نیز همانند سطح بالای بال نقش عمده ای در تولید برای کلی بال دارد.

5- Chord Line: تنها مفهومی که شاید تا به حال با آن آشنایی نداشته اید، «خط وتر بال» است. خط وتر بال خطی فرضی است که فاصله اش برابر کوتاهترین مسافت بین لبه حمله و لبه فرار است. لازم به ذکر است که خط وتر، عرض کلی بال را نیز مشخص می کند.

Airfoil یا ایر فویل: به هر سطحی که حرکت آن در هوا باعث ایجاد نیروی برا شود و این سطح مخصوصاً برای تولید نیروی برا ساخته شده باشد، ایرفویل می گویند. بال های هواپیما هم یک نمونه ایرفویل است.

 

باد نسبی یا Relative Wind

شخصی را تصور کنید که در یک روز صاف و آفتابی بدون وجود هر گونه بادی، در حال دویدن است. با وجود اینکه بادی در حال وزیدن نیست، اما این شخص وجود باد را بر صورت و اعضای بدن خود حس می کند. در حقیقت این باد، یک باد نسبی است که در اثر حرکت شخص در هوا به وجود آمده است و در غیر اینصورت، هوا حرکتی ندارد. اگر شما در یک اتومبیل نشسته باشید، با شروع حرکت اتومبیل، شاید چنین به نظر آید که مثلاً درختان کنار خیابان در حال حرکت به عقب هستند در حالی که چنین نیست و این حرکت اتومبیل است که چنین احساسی را در شما پدید آورده است. مسئله باد نسبی نیز به همین ترتیب است. باد نسبی همیشه مخالف جهت حرکت هواپیما یا هر جسم دیگری در هواست.

 

زاویه حمله بال یا Angle of Attack یا زاویه آلفا (α)

می توان گفت که یکی از مهمترین عوامل ایجاد نیروی برا، دارابودن زاویه حمله است. این جاست که باید مفهوم Chord Line را خوب فراگرفته باشید. به زاویه ای که باد نسبی با خط وتر بال می سازد، زاویه حمله یا زاویه آلفا می گویند. به شکل 2 نگاه کنید.


شکل 2- بال و زاویه ی 18 درجه ای که خط وتر بال با باد نسبی می سازد


همانگونه که در شکل بالا مشاهده می کنید، باد نسبی زاویه ای را با خط وتر بال به وجود آورده است که این زاویه، از اهمیت بسیار زیادی برای اطلاع از میزان برای تولید شده برخوردار است. یک هواپیما برای آن که صعود کند، دماغه خود را بالا می دهد. اما در حقیقت صعود هواپیما ناشی از بالا رفتن دماغه نیست، بلکه با بالارفتن دماغه، زاویه حمله بال افزایش یافته که با زیاد شدن زوایه حمله، نیروی برا هم بیشتر شده و امکان صعود را برای هواپیما به وجود آورده است. همچنین، زاویه آلفا می تواند مبنایی برای تعیین کردن نرخ صعود هواپیما نیز باشد. حالا برای درک مسئله باد نسبی و همچنین تاثیر آن بر زاوبه حمله بال ها به شکل زیر نگاه کنید.


شکل 3- در تمامی این شکل ها، باد موافق که هم راستا اما مخالف جهت هواپیماست، نشان داده شده است


اگر تا به حال هنگامی که در یک اتومبیل که با سرعتی نسبتاً زیاد در حال حرکت باشد، دستتان را از شیشه بیرون آورده باشید و آن را به شکل یک بال در مقابل جریان هوا قرار داده باشید، به خوبی درک می کنید که منظور از نیروی برا و زاویه حمله بال چیست. در این حالت، اگر دستتان را مقداری مایل کنید، می بینید که با افزایش زاویه حمله دستتان، میزان نیروی بالابرنده نیز بیشتر و بیشتر می شود. برای درک بهتر موضوع به شکل 4 نگاه کنید.


شکل 4- کف دست که مقابل جریان هوا قرار داده شده و در نتیجه با افزایش زاویه حمله، نیروی برا تولید شده است


خوب، بال های یک هواپیما هم چیزی بیشتر از یک دست فرضی همانند دست شما نیستند اما دقت بیشتری ساخته شده و دارای سطح همسان و صافی هستند که به تولید مساوی نیروی برا در تمام نقاط بال و در نتیجه تعادل آن کمک بسیاری می کند. هرچه بال های هواپیما زاویه حمله بیشتری داشته باشند، برای بیشتری تولید می کنند. پس با افزایش زاویه حمله، هواپیما سریعتر نیز صعود می کند. به زاویه حمله در بال های یک هواپیمای نمونه در شکل 5 توجه کنید.


شکل 5- حرکت هواپیما به سمت چپ، باد نسبی در جهت مخالف و زاویه حمله بال که به رنگ ارغوانی مشخص شده است


همچنین در شکل زیر همین هواپیما را با زوایای حمله مختلف مشاهده می کنیم.


شکل 6- A: زاویه آلفای 5 درجه، B: زاویه آلفای 10 درجه، C: زاویه آلفای 30 درجه و D: زاویه آلفای 45 درجه


حال یک سوال ممکن است برای شما پیش بیاید: اگر با افزایش زاویه حمله، برا هم افزایش پیدا می کند، پس آیا هیچ محدودیتی برای نیروی برا نداریم و هر وقت که بخواهیم می توانیم نیروی برا را به میزان دلخواه افزایش دهیم؟ جواب آن است که نیروی برا تا حد مشخصی با افزایش زاویه آلفا افزایش می یابد. پس زاویه ی حمله ای را که در آن نیروی برا، شروع به کاهش یافتن می کند، حداکثر زاویه حمله یا زاویه حمله براصفر می گوییم که آن را Maximum Angle of Attack هم می نامند. با تمام این توضیحات، آیا ما هنوز راز اصلی تولید نیروی برا را برای شما فاش نکرده ایم؟

 

یک بال چگونه نیروی برا تولید می کند (اساسی ترین مبحث پرواز)

هنگامی که یک ایرفویل یا بال در حال حرکت در هواست، مولکول های هوا در لبه حمله از هم گسیخته شده و تعدادی به سمت بالای بال و تعدادی دیگر نیز به سمت پایین بال، مسیر خود را ادامه می دهند. پیش تر گفتیم که همیشه انحنای سطح بالایی بال، بیشتر از سطح پایینی آن است. به شکل 7 برای درک بهتر حرکت مولکول های هوا و انحنای بال هواپیما دقت کنید.


شکل 7- تعدادی از مولکولهای هوا از سطح بالایی بال، و تعدادی دیگر از سطح پایینی آن می گذرند، همچنین، انحنای سطح بالایی بال از سطح پایینی آن بیشتر است


فرض کنید مولکولی از زیر بال و مولکول نمونه ی دیگری از بالای بال می گذرند. بر اساس قانون زمان های انتقال مساوی، این دو مولکول باید همزمان به لبه فرار بال برسند. اما گفتیم که انحنای سطح بالایی بال بیشتر است، پس مولکولی که از بالای بال می گذرد، برای اینکه همزمان با مولکولی که از سطح پایینی بال گذر می کند به لبه فرار برسند، می بایست با سرعت بیشتری حرکت کند. بر اساس قانون برنولی، هر سیالی مانند هوا، در صورت افزایش سرعت، فشار آن کاهش کاهش پیدا می کند. در نتیجه، جریانی که از بالای بال می گذرد، دارای فشار کمتری نسبت به جریان هوایی است که از سطح پایینی بال می گذرد. حال به دلیل اینکه فشار در زیر بال بیشتر از فشار در بالای بال است، نیرویی موسوم به نیروی برا تولید شده و بال به هوا بر می خیزد.

 

زاویه حمله چگونه باعث افزایش برا می شود

هنگامی که زاویه بال با باد نسبی یا همان زاویه حمله افزایش یابد، مقدار بیشتری از هوا به سطح پایینی بال برخورد می کند. بر اساس قانون برنولی، در صورتی که سرعت یک گاز کاهش یابد، فشار آن افزایش می یابد. با برخورد جریان هوا به زیر بال در اثر افزایش زاویه حمله، سرعت هوا کاهش یافته و فشار آن افزایش پیدا می کند، پس اختلاف فشار بالا و پایین بال بیشتر شده و نتیجتاً برا نیز افزایش پیدا می کند. اگر توجه کرده باشید، هواپیمایی که می خواهد از زمین برخیزد، به دلیل اینکه سرعت بسیار پایین است، بال این هواپیما قادر به تولید نیروی برای کافی برای برخاست نیست. پس خلبان با بالا دادن دماغه، زاویه حمله را افزایش داده و بال ها نیز نیروی برای بیشتری تولید می کنند و هواپیما از زمین بر می خیزد. حال به شکل 8 نگاه کنید.


شکل 8- تولید نیروی برای مساوی در سرعت های مختلف با تغییر زاویه حمله


در شکل بالا، بال های هواپیما در تمامی شرایط نیروی برای یکسانی تولید می کند، با این تفاوت که در سرعت های بالاتر، برای تولید نیروی برای مورد نظر، زاویه حمله کمتری لازم است اما در سرعت های پایین تر، به دلیل کاهش سرعت، برای تولید همان میزان نیروی برا، اعمال زاویه آلفای بیشتری نیاز است. پس اگر می خواهید پس از کاهش سرعت در هواپیمایتان، ارتفاع خود را از دست ندهید، لازم است که دماغه هواپیما را چند درجه بیشتر بالا بدهید. با این کار، شما به جبران نیروی برای از دست رفته در اثر کاهش سرعت می پردازید و بدین ترتیب می توانید ارتفاع خود را حفظ نمایید. البته کاهش سرعت و جبران نیروی برای از دست رفته با افزایش زاویه آلفا، تا حدی امکانپذیر است و محدودیت هایی نیز دارد.

 

نیروی پسا یا Drag چیست

هنگامی که می خواهید با یک چاقو، شیئی را ببرید، متوجه می شوید که در ابتدا شی مورد نظر به دست شما نیروی وارد می کند و مانع انجام برش می شود. این مقاومت تا زمانی ادامه دارد که نیروی دست شما بر نیروی مقاومت جسم غلبه کند. به همین دلیل است که بعضی از اجسام که مقاومت کمتری دارند، با نیروی کمتر بریده می شوند و بعضی از اجسام به دلیل مقاومت بیشتر سخت تر برید می شوند و بعضی دیگر از اجسام، به دلیل عدم توانایی دست شما برای غلبه بر نیروی مقاومت، اصلاً  بریده نمی شوند. ظاهراً هوا را می توان به دلیل مقاومت کم، به راحتی با چاقو برید، اما برای این کار، وسیله دیگر به نام بال اختراع شده است که به راحتی هوا را می برد و کاربرد زیادی هم دارد، پس مواظب باشید در حین بریدن هوا، هواپیمایتان را زخمی نکنید!

طبیعی است ایرفویل یا بال هواپیما هم که هوا را می شکافد، باید بر نیرویی که از طرف هوا بر آن به منظور مقاومت وارد می شود، غلبه کند. پس مقداری از نیروی کشش هواپیما، صرف غلبه بر نیروی مقاومت هواپیما یا همان پسا یا Drag می شود. امروزه دانشمندان هوافضا، همواره در پی یافتن روش هایی برای کاهش نیروی پسا و در نتیجه کاراتر شدن هواپیماها هستند. شاید نیروی لازم برای بریدن هوا در سرعت های پایین چندان مد نظر نباشد و به نظرتان اندک بیاید، اما در سرعت های بالاتر، این نیرو مقدار قابل توجهی از نیروی موتور را صرف غلبه بر خود می نماید.

 

برخاست یا Take-off

طبیعی است که اگر می خواهید پروازتان را شروع نمایید، ابتدا باید، از زمین بلند شوید. برای این کار، با به یاد داشتن تمام مفاهیمی که در این درس ذکر شد، هنگامی که در مسیر باند قرار گرفتید، دسته گاز هواپیما را تا آخر برده و ماکزیمم قدرت را اعمال نمایید. سپس ترمز ها را رها کرده و منتظر سرعت گرفتن هواپیمایتان باشید. یادتان باشد که هر هواپیمایی، بسته به خصوصیات و شرایط، دارای سرعت تیک آف مشخصی است که اکثراً سرعت تیک آف استاندارد، بر روی سرعت سنج هواپیما نشان داده می شود. همانطوری که در درس های قبل گفته شد، سرعت تیک آف هواپیمای Cessna 172 با خط سبزرنگی در درون سرعت سنج هوایی هواپیما مشخص شده است. با رسیدن عقربه سرعت سنج به این سرعت، می توانید زاویه حمله را با کشیدن جوی استیک به سمت خودتان افزایش داده و هواپیما را از زمین جدا کنید. تبریک می گوییم، شما در حال پرواز و در آسمان هستید!

 

پرواز آرام یا پرواز با سرعت کم یا Slow Flight

برای کاهش سرعت به هر میزان که می خواهید، با مراحل زیر را طی کنید:

1- قدرت موتور را به حالت Idle یا استراحت یا حداقل نیرو برسانید.

2- دماغه هواپیما را به اندازه ای بالا دهید (افزایش زاویه آلفا) که بتوانید ارتفاع هواپیما را حفظ کنید.

3- هنگامی که به سرعت مورد نظر دست پیدا کردید، حال قدرت را تا جایی افزایش دهید که سرعت هواپیما در محدوده مورد نظرتان حفظ شود. حال دوباره به حالت پرواز عادی در آمده و هواپیما را تریم کنید.

========================================================

همیشه به یاد داشته باشید که منظور از کاهش سرعت این نیست که به هر مقدار که بخواهید می توانید سرعت را کاهش دهید. سعی کنید هیچ گاه اجازه ندهید که سرعتتان کمتر از محدوده مشخص شده باشد. چرا که اگر سرعتتان بیش از حد کاهش یابد، دیگر بال ها حتی با افزایش زاویه حمله، قادر به تولید نیروی برای کافی نخواهند بود و نتیجه، وامانده شدن هواپیما و یا وضعیتی به نام Stall خواهد بود که در این حالت، هواپیما مستقیماً به پایین سقوط خواهد کرد.


برای تمرین این درس، فلایت سیمولاتور را اجرا کرده و سپس به قسمت Flying Lessons بروید. در قسمت Student Pilot، قسمت Lesson 4: Slow Flight را کلیک کرده و در گوشه سمت راست بالا، لینک Fly This Lesson Now را کلیک کنید. با انجام این کار، شما پرواز با سرعت آرام و کم را تمرین خواهید کرد. برای تمرین برخاست، در قسمت Flying Lessons، به قسمت Student Pilot رفته و قسمت مربوط به درس Lesson 5: Take offs را کلیک کرده و لینک بالا گوشه سمت راست را با عنوان Fly This Lesson Now کلیک کنید. با این کار، شما به همراه معلم خلبانتان، انجام برخاست را با تمام نکات تمرین خواهید کرد.


یادتان باشد که در پایان هر درس و مطالعه آن، حتماً درس را در شبیه ساز تمرین کنید

هواپیمای جاسوسی بلند پرواز U-2

U-2، جاسوسی مادون صوت در سقف آسمان                                        نویسنده: آرمان


یکی از نقش های عمده ای که هواپیماها به خوبی از عهده انجام آن بر می آیند، انجام ماموریت های شناسایی است. بدین معنی که با پرواز بر فراز مرزهای دشمن، اطلاعات موردنیاز از تجهیزات و قوای دشمن را به دست آورده و براساس این دانسته ها، تصمیمهای بعدی گرفته شود. اطلاع از وضعیت دشمن، می تواند نقش تعیین کننده ای را در پیروزی یا شکست داشته ایفا کند، حال که این نبرد، چنین رقابتی بین ابر قدرت های جهان باشد اهمیت آن صد چندان می شود.


هواپیمای U-2 خلبان گری پاورز که بر فراز خاک شوروی ساقط شد


در دوران جنگ سرد نیز، بر اساس همین نیاز، دولت آمریکا سیاست درهای باز را در پیش گرفت. بدین معنی که هواپیماهای دو بلوک رقیب در شرق و غرب، یعنی آمریکا و شوروی امکان پروازهای شناسایی بر منطقه هوایی همدیگر را داشته باشند. شوروی ها که از موضوع پروژه ساخت یک هواپیمای شناسایی جدید آگاه نبودند، به راحتی به این پیشنهاد تن در دادند. در همین زمان بود که به سفارش نیروی هوایی آمریکا، کلی جانسون یعنی همان کسی که هواپیمای مخوف تاریخ یعنی SR-71 ملقب به پرنده سیاه را نیز طراحی کرده است، نمونه ی ابتدایی هواپیمایی موسوم به U-2 را برای زیر نظر گرفتن فعالیت روسی ها ارائه داد. طرح جانسون از شرکت لاکهید به زودی تایید شد و قرارداد برای ساخت بیست فروند از این هواپیما در سال 1954 منعقد گردید. طرح U-2، هواپیمایی مادون یا زیر صوت بود که می توانست در ارتفاع بسیار بالا کار شناسایی را به نحو احسن انجام دهد. هر چند که طرح ساخت U-2 مقلب به سکانک ورکز می بایست تا پایان دوره ماموریت این هواپیما سری بماند، اما دیری نپایید که با سقوط اولین فروند از این هواپیما در ماه می 1960 در خاک شوروی و دستگیر شدن گری پاورز، خلبان هواپیما، همه چیز فاش شد.


هواپیمای U-2 نیروی هوایی آمریکا در حال پرواز


 جاسوسی مخفی آمریکا بر فراز خاک شوروی، مشاجرات سیاسی شدیدی را بین دو کشور به وجود آورد که ادامه پرواز هواپیماهای U-2 را به تعویق انداخت. هواپیمای U-2 هواپیماییست با ویژگی های منحصر به فرد. برای مثال، این هواپیما دارای بال های طویلی به طول 24 متر است که بیشتر شمایل یک گلایدر را به U-2 می دهد. با استفاده از این بال ها، هواپیمای U-2 می تواند پس از اتمام سوخت یا بروز هر حادثه ی دیگری که به عدم کارکرد موتور بیانجامد، صدها کیلومتر را به اصطلاح گلاید کرده و بدون هرگونه نیروی دیگری به پرواز خود ادامه دهد. همانطوری که پیش تر گفته شد، این هواپیما با سرعت زیر صوت پرواز می کند و تنها از یک موتور J-75 پرات اند ویتنی برای تامین نیروی پروازی خود بهره می برد. برای کاهش وزن هواپیما و ساده شدن هرچه بیشتر طرح، U-2 تنها یک ارابه فرود در زیر بدنه خود دارد که برای جلوگیری از برخورد دم و دو سر بال ها به زمین، چرخ های کوچکی نیز در منتهاالیه هر یک از بالها و دم قرار داده شده است.


کاکپیت پیشرفته U-2 نسبت به کاکپیت هواپیماهای دهه 50 میلادی


سادگی طرح هواپیماهای جاسوسی بیشتر بدین منظور است که فضا و امکان برای جاگیری مناسب تجهیزات جاسوسی و به خصوص تجهیزات عکس برداری، فراهم آید. گفته می شود که خلبان های این هواپیما، اکثر پروازهای خود را در ارتفاع 75 هزار پایی یا 25 کیلومتری زمین انجام می دادند، که رکورد های ارتفاع کسب شده در زمان خود بیشتر بود اما به دلیل سری بودن طرح، هیچ گاه در این مورد سخنی بر زبان نیامد. این هواپیما همانند SR-71، دارای وسایل پیشرفته جاسوسی مانند عکسبرداری دقیق، امکان استراق سمع الکترونیکی و نمونه براداری از ذرات هواست که می تواند برای بررسی وجود مواد حاصل از آزمایش های اتمی به کار رود.


هواپیمای U-2 در نمایی از سمت چپ در موزه هوایی


رادارهای عکاسی این هواپیما، قادرند که تصاویری نسبتاً واضح را از فاصله 162 کیلومتری از میدان نبرد و یا مکان های دیگر تهیه نمایند. هواپیمای U-2 به دلیل هزینه های کمتر می توان گفت که بیشتر از هواپیمای جاسوسی SR-71 به خدمت گرفته شده است. جنگ ویتنام، جنگ خلیج فارس و حتی پروازهایی بر روی ایران، گواه این مدعاست. این هواپیما دارای مدل های A یا مدل استاندارد عملیاتی، مدل CT یا مدل آموزشی دو سرنشینه، مدل R که به دلیل سقف پرواز بسیار بالای این هواپیما برای تحقیقات هواشناسی به کار می رود و مدل HASP می باشد که در نمونه برداری از لایه های مختلف جوی کاربرد دارد.


هواپیمای SR-71 که در سالهای بعد جایگزین U-2شد


U-2 با برد بیش از 5.000 کیلومتر و امکان پرواز به مدت بیش از هشت ساعت، عملیات مختلف و گوناگونی را بر فراز شوروی سابق و البته کشورهای متحد شوروی مانند کوبا انجام داد که کشف موشک های روسی در خاک کشورهای متحد، خود سر آغاز جنگ موشکی بین شوروی و ایالات متحده گردید. با معرفی هواپیمای SR-71 و توانایی های فراوان و سیستم های جدیدتر آن، U-2 اگرچه همچنان در خدمت ماند اما به تدریج جا را برای نسل جدید هواپیماهای جاسوسی باز کرد.

بمب افکن اتمی B-58 Hustler

بمب افکن اتمی مافوق صوت هاستلر                                                    نویسنده: آرمان


اولین بمب افکن مافوق صوت جهان، همان بمب افکن B-58 ملقب به هاستلر می باشد که اولین بار در سال 1954 برای نیروی هوایی آمریکا سفارش داده شد. از ابتدای عمر عملیاتی این هواپیما، هاستلر رکوردهای جدیدی را از خود برجای گذاشت که ممکن است دیگر هیچ گاه این رکوردها به وسیله هواپیمای بمب افکن نظامی دیگری شکسته نشود.


هواپیمای بمب افکن B-58 در نمایی از روبرو


بی 58 هواپیمایی بی نظیر در کلاس و حد و اندازه های خود است که می تواند با بیش از دو برابر سرعت صوت پرواز کرده، هدف ها را از ارتفاع 20 کیلومتری شناسایی کرده و از دیده شدن توسط رادار با پرواز کردن در ارتفاع پایین 200 متر با سرعت بالای صوت، خودداری کند. در ارتفاعات، این هواپیما همانطوری که گفته شد می تواند بسیار بالاتر از این سرعت ها به کروز و گشت زنی بپردازد که هیچ بمب افکن دیگری در جهان قادر به انجام این کار نیست. این بمب افکن با چهار موتور، دقیقاً از همان موتورهای به کار رفته در هواپیمای اف-4 فانتوم، یعنی موتورهای توربوجت GE J-79 که هریک کششی معادل 15.000 پوند در حالت پس سوز دارند، بهره می برد.


بمب افکن بازنشسته B-58 در حال برخاست


هاستلر می تواند فاصله 7.000 کیلومتری را بدون سوخت گیری مجدد طی نماید که رقم بسیار خوبی برای یک بمب افکن در این کلاس است. با انجام سوخت گیری هوا به هوا، این بمب افکن به یک بمب افکن میان قاره ای تبدیل می شود که قادر است به طور نامحدود به هر منطقه از جهان پرواز کند. سیستم های بمب افکنی این هواپیما، حدود 10 برابر دقیق تر از نمونه های قبلی خود است در حالی که حدود دو سوم فضای آن ها را اشغال کرده و وزنی تنها نصف آن ها دارد.


بمب افکن B-58 هاستلر با یک مخزن سوخت اضافه در حال پرواز


ساختار بدنی این هواپیما با استفاده از بدنه لانه زنبوری و توخالی و همچنین طراحی مثلثی شکل، آن را برای پرواز در سرعت های مافوق صوت بسیار مناسب می سازد. این هواپیما ساخت شرکت کانویر است که بعدها به جنرال داینامیکز تغییر نام داد. هاستلر از معدود هواپیماهای آمریکایی است که از بال های دلتا شکل بهره می جوید در حالی که این نوع طراحی به وفور در جنگنده های اروپایی یافت می شود. این بمب افکن، اولین هواپیمای مافوق صوت جهان است که موتور های آن در خارج از بدنه و در زیر بال ها نصب گشته اند. طول این هواپیما، حدود 30 متر و طول دو سر بال های آن حدود 17 متر می باشد که ابعادی نسبتاً متوسط است.


این بمب افکن چندان هم کوچک نیست، اندازه هواپیما را با اندازه خدمه مقایسه نمایید


هاستلر دارای سه خدمه در کاکپیت های جداگانه است که به ترتیب از جلو به عقب خلبان، افسر تسلیحات نظامی و ناوبر یا مهندس پرواز می باشد. این هواپیما می تواند با حداکثر وزنی معادل 76 تن از زمین تیک آف یا برخاست نماید. مهمترین ویژگی این بمب افکن توانایی حمل سلاح اتمی می باشد که قادر است در زیر بدنه و همچنین در زیر بال ها بمب های اتمی را حمل و در بمباران به کار گیرد. سرانجام به دلیل هزینه های بالای نگهداری و از دست دادن امکان حمل تسلیحات بیشتر در مقابل سرعت در سال های 1960، به تدریج تلاش ها در جهت هرچه کمرنگ تر ساختن نقش این بمب افکن افسانه ای به عمل آمده وسرانجام پس از تولید 116 فروند از این هواپیما، هاستلر در ژانویه 1970 پس از 20 سال خدمت بازنشسته گردید و بمب افکن جدید تر F-111 که یک بمب افکن نسبتاً سبک وزن و یک جنگنده تهاجمی نیز است، جایگزین هاستلر شد.