ماجراي سقوط پرواز 655 به وسيله دو موشک SM-2

جزئیات سقوط ایرباس ایرانی به دست ناوچه آمریکایی                           نویسنده: آرمان


همانطوری که می دانید، در دوازدهم تیرماه سال شصت و هفت شمسی، یک ناوشکن جنگی آمریکایی با نام وینسنز، هواپیمای ایرباس ایرانی را بر فراز خلیج فارس با دو فروند موشک مورد هدف قرار داد و موجب سقوط هواپیما و شهادت هر دویست و نود نفر مسافرین این هواپیما گردید.


هواپیمای ایرباس ایرانی متعلق به شرکت هما


این ماجرای غم انگیز، تا مدتها بعد نیز به شدت خشم جهانیان را بر انگیخت و آمریکا را بار دیگر به عنوان یک قاتل وحشی مردم بی گناه معرفی نمود. در زیر، به نقل ماجرای پرواز 655 ایران به مقصد دوبی می پردازیم. در آن سال ها، هر هفته دو پرواز از تهران به مقصد دوبی در در روزهای یکشنبه و سه شنبه وجود داشت که که پرواز 655، جزو همان پرواز ها و در روز یکشنبه بود. در صبح روز یکشنبه دوزادهم تیر سال شصت و هفت شمسی، کاپیتان محسن رضائیان، با حدود هفت هزار ساعت پرواز که دو هزار ساعت آن را با هواپیمای ایرباس پرواز کرده بود، همراه با خدمه و مسافرین، تهران به مقصد بندر عباس ترک گفتند. همیشه این پرواز با یک نشست در فرودگاه بندر عباس به منظور سرویس و خدمات همراه بود. در حدود ساعت نه و نیم صبح، هواپیمای ایرباس A-300 با دویست و نود نفر مسافر در فرودگاه بندر عباس به زمین نشسته و آماده سوخت گیری مجدد و سرویس های دیگر شد. پس از اتمام تمام خدمات، مجدداً کاپیتان سوار بر هواپیما شده و از برج مراقبت اجازه روشن کردن موتورها ها را تقاضا کرد. کاپیتان 38 ساله نمی دانست که دیگر هیچ گاه از این هواپیما پیاده نخواهد شد.پس از انجام تاکسی به سمت باند فعال و قرار گرفتن در مسیر باند، برج مراقبت به او اجازه پرواز داده، از او خواست که ارتفاع خود را در سطح هفت کیلومتر حفظ نماید و برای او آرزوی پرواز موفقیت آمیزی را نمود. لازم به ذکر است این پرواز تنها 28 دقیقه زمان برای رسیدن به مقصد نیاز داشت. پس از برخاست، هواپیما در مسیر پرواز خود قرار گرفته و پیش به سوی فرودگاه دوبی به پرواز خود ادامه داد. از آن سو، ناوچه جنگی وینسنز آمریکایی، با رادارهای نیرومند خود در حال اسکن کردن منطقه بود که ناگهان کاپیتان راجرز، شئ ناشناسی را بر روی صفحه رادار مشاهده نمود که در فاصله حدود 38 کیلومتری ناوچه در حال پرواز بود. به دلیل جنگ های دریایی مختصری که در شب قبل بین قایق های جنگی ایرانی و آمریکایی روی داده بود، کاپیتان فوراً احتمال یک حمله از طرف ایران به این ناوچه را داده و وضعیت اضطراری را اعلام نمود. کاپیتان راجرز، از مسئول رادیوی اتاق فرمان خواست تا روی همه فرکانس ها به هواپیمای ایرانی هشدار بدهد که به این منطقه به دلیل انجام مانور نظامی نزدیک نشود.


موشک های SM-2، ساقط کننده هواپیمای ایرباس ایرانی


اما افسوس که به دلیل این که موج ترانسپوندر هواپیمای ایرانی در حالت غیر نظامی تنظیم شده بود و ناوچه آمریکایی پیام خود را بر روی موج نظامی می فرستاد، کاپیتان رضایی هیچ کدام از سه پیغام اخطار ناوچه آمریکایی را دریافت ننمود. سپس، ناوچه آمریکایی از طریق دستگاه تشخیص دوست از دشمن، هواپیما را ردیابی نمود و چون پاسخی از سوی هواپیما دریافت نشد، هواپیما، دشمن شناسایی شد. کاپیتان راجرز احتمال داد که این هواپیما، یک اف-14 تامکت ایرانی است که در حال شیرجه به سمت ناوچه جنگی است. کاپیتان خوب می دانست که هواپیمای اف-14 توانایی حمل موشک های هوا به کشتی را ندارد، اما بعدها اعلام کردند که احتمال بر انجام یک عملیات انتحاری و برخورد اف-14 به کشتی می رفته است. پس از نزدیک شدن بیش از حد هواپیما به ناوچه جنگی، کاپیتان راجرز دستور آماده کردن دو فروند موشک سطح به هوای SM-2 را صادر کرد. چند لحظه بعد از قفل کردن موشک ها بر روی هدف، در اتاق فرمان، صدای آماده شدن موشک ها برای پرتاب شنیده شد. کاپیتان دستور داد که موشک ها را شلیک کنند. مهناوی جوان، بیست و چهار بار کلید های اشتباه موشک را فشار داد، تا اینکه سرانجام مهناوی کهنه کار خم شد و کلید های درست را فشار داده و دو فروند موشک از سطح تاوچه با نفیری شوم به هوا برخاستند و این آغاز جنایت بود. در آن سو، کاپیتان رضایی وضعیت را به فرودگاه بندر عباس، عالی گزارش نمود. سی ثانیه بعد اولین موشک بال سمت چپ هواپیما را جدا کرده و متعاقباً موشک دیگر نیز مسقیم به قسمت دم هواپیما برخورد کرده و آن ها را از جا کندند و هواپیما مستقیم به سمت دریا شیرجه رفت. بر روی ناوچه وینسنز، غوغایی برپا بود.


هواپیمای ایرباس، پارک شده در فرودگاه در حال سرویس


چند لحظه بعد به کاپیتان راجرز اعلام شد که قطعات هواپیمای ساقط شده که از آسمان به دریا می افتند، بسیار بزرگتر از یک اف-14 هستند و نقل می کنند که در آن لحظه حال کاپیتان به هم خورد. هشتاد و چهار ثانیه پس از شلیک موشک ها، هواپیمای ایرباس ایرانی، به سطح دریا برخورد نمود و همانجا، مزار شهدای این پرواز شد. صبح روز بعد، حقایق بر همگان آشکار شد و جهانیان آگاه شدند که اشتباهی در کار نبوده و ناوچه آمریکایی تنها از روی لجبازی و اینکه هواپیمای ایرانی خواسته بود بر فراز آن ها عبور نماید، آن را مورد هدف قرار داده بود و جالب اینکه در آن لحظه، هم ناوچه آمریکایی و هم هواپیمای ایرانی هر دو در آب های ایران بودند. کاپیتان راجرز و همکارانش به خاطر این جنایت مدال افتخار گرفته و ترفیع درجه داده شدند. از آن جنایت کاران سوال می کنم که آیا واقعاً هدف قرار دادن یک هواپیمای بدون دفاع و مسافربری که هیچ گونه سلاحی با خود حمل نکرده و تنها محموله آن، چند انسان بی گناه است، جای افتخار دارد؟ از همینجا، از خداوند برای شهدای هواپیمای ایرانی که به واقعیت، بی گناه از زندگی محروم شده و به درجه رفیع شهادت نائل آمدند، آرزوی علو درجات نموده و امید قربت رحمت تمامیشان را دارم.

شکاری F-20 Tigershark

تایگرشارک، کوسه ببر سبک آمریکایی                                                   نویسنده: چازان


هواپیمای جنگنده اف20 ملقب به تایگر شارک به معنای کوسه ببر ساخت شرکت نورثروپ گرومن در سال 1982 وارد عرصه خدمت گشته و اولین پرواز خود را نیز همین سال در 30 آگوست به ثبت رسانید. این جنگنده را می توان نوع ارتقا یافته و بهبودیافته هواپیمای جنگنده اف-5 تایگر برشمرد.


هواپیمای تایگرشارک مسلح به موشک های هوا به هوا


این جنگنده تاکتیکی برخلاف جنگنده اف-5 با دو موتور، از یک موتور نیرومند اف 404 ساخت شرکت جنرال الکتریک با قدرت کشش یا کشش خشک استاتیکی معادل 18000 پوند بهره می برد. لازم به ذکر است این موتور یک از کارآمدترین وقابل اطمینان ترین موتورها در جهان بوده که در هواپیمای ناونشین اف-18 ای نیز مورد استفاده قرار می گرفت. جنگنده اف-20 را می توان یکی از سازگارترین هواپیماها از نظر جوی به حساب آورد. همچنین این جنگنده از ترکیب ویژگیهای جالبی برخوردار است که  از آنها می توان به توانایی حمل بیش از 8300 پوند تسلیحات خارجی و 5 پایلون سوخت اشاره کرد. به علاوه این هواپیما قادر به حمل 6 موشک سایدوایندر در ماموریت های هوابه هواست. برای نبردهای هوابه زمین نیز 6800 پوند تسلیحات قابل حمل وجود دارد. دو توپ 20 میلی متری داخلی نیز جزو تجهیزاتی بوده که در اف-20 تعبیه شده بودند. همچنین از تجهیزات اویونک این جنگنده می توان به رادار چند حالته جنرال الکتریک، لیزر خودکار هانی ول، سیستم هد آپ دیسپلی  یا دستگاه مربوط به هدفگیری و اطلاعات مربوط به آن که در شیشه کابین جلو خلبان تعبیه شده جنرال الکتریک، سیستم ها و نمایشگر های دیجیتالی و دستگاه های کنترلی بندیکس و سیستم ماموریت کامپیوتری تلدیان اشاره نمود.


هواپیماهای تایگر شارک در حال رها کردن بمب و انجام مانور


هریک از موارد فوق نیز کارایی جالبی به این جنگنده داده است، برای مثال سیستم رادار چند حالته خلبان را قادر به شناسایی و یافتن و مسیریابی هدف در رسایی وبردی معادل 48 ناتیکال مایل می سازد همچنین سیستم ماموریت کامپیوتری هواپیما را در هماهنگ سازی و سازماندهی مهمات و تسلیحات جنگی یاری می نماید. لازم به ذکر است سیستم اچ یو دی هد آپ دیسپلی این جنگنده نیز قابلیت های جالبی را در زمینه مکان یابی و وضعیت استقرار سلاح ها در شرایط بحرانی را برای خلبان ودر سطح و رسایی چشم وی فراهم آورده است.


جنگنده های تایگر شارک در پرواز جمع یا فرمیشن


این امکانات خلبان را قادر به شناسایی صحیح هدف بدون نظر انداختن به پایین و نشان دهنده ها می سازد، چرا که تمام اطلاعات اعم از ارتفاع و سرعت در این صفحه نقش می بندند. نورثروپ در این طرح یک کاناپی وسیع و در عین حال جدید را طراحی نمود که میدان دید را نسبت به جنگنده های پیشین این شرکت نزدیک به 50 درصد افزایش داده بود. توسعه در زمینه جا و وضعیت سر نیز هرچه بیشتر و بیشتر به وضعیت دید خلبان می افزود چرا که این مسایل در شرایط بحرانی بسیار موثر و تعیین کننده هستند. از ویژگی های مثبت آیرودینامیکی این جنگنده می توان به بزرگتر نمودن زائده روی بال ها اشاره کرد که 30 درصد برا را برای مانورهای گوناگون افزایش می داد.


هواپیمای تایگرشارک در روی باند و در حال تاکسی


شکل دماغه نیز جنگنده را برای انجام مانورها در ارتفاعات بالاتر از طرف لبه حمله خود توانا می ساخت. بدنه هواپیما نیز قادر به مقاومتی به نسبت 9 جی یا شتاب گرانشی زمین بود. جنگنده اف20 برای نگهداری نیز ساده و قابل اطمینان بوده و در مقایسه با جنگنده های همزمان از درجه بهتری برخوردار بود. اف-20 حدود 53 درصد از سوخت بهینه تری برخوردار بوده و کم مصرف تر به حساب می آمد و 63 درصد از نظر عملیات نگهداری مقرون به صرفه تر بوده و به این شیوه از چهار نظر قابل اطمینان به نظر می رسید. حداکثر سرعت این هواپیما 2 ماخ و از سقف پروازی نزدیک به 20 کیلومتر برخوردار است که مشخصاتی بسیار مطلوب برای یک شکاری محسوب می شوند.

بررسی IRIAF F-14 Tomcats

مطالب کامل در مورد اف-14 های ایرانی                                    گردآوری و تالیف: آرمان


زمانی که کارائی فوق العاده هواپیمای پیشرفته تامکت در نیروی دریایی آمریکا به خوبی به اثبات رسید، کشور ایران نیز برای جلوگیری و پایان دادن به تهدید های هوایی اتحاد جماهیر شوروی، تعداد نسبتاً زیادی هواپیمای اف-14 تامکت را برای نیروی هوایی خود در آن زمان، خریداری نمود.


اسکادران تامکت های ایرانی در حال سرویس


در اولین سال های دهه 1970، قسمت عمده ای از هواپیماهای نیروی هوایی ایران مانند هواپیماهای اف-4 فانتوم، اف-5 نورث روپ و بالاخره لاکهید پی سی-3 اوریون سفارش داده و تحویل گردید، گرچه هیچ یک از این هواپیماها، توانایی مقابله با هواپیمای موفق میگ 25 که سریعترین جنگنده عملیاتی جهان است، نداشتند. این میگ های 25، مدتی بود که بر فراز آسمان ایران به دلخواه پرواز های شناسایی انجام می دادند و گشت زنی می کردند مزاحمت های بسیاری را به وجود آورده و در حقیقت آن ها حریم هوایی ایران را نقض کرده بودند.


تامکت های ایرانی در پرواز جمع یا فرمیشن بر فراز کویر


این حقیقت هنگامی بر آمریکاییان ثابت گردید که ریچارد نیکسون در طی سفرش به ایران خود این هواپیماها را مشاهده کرده و حکومت حاکم آن زمان ایران نیز در آن زمان درخواستی را مبنی بر خرید هواپیماهایی با برتری بالاتر نسبت به میگ های 25 فاکس بت اظهار نمود. در نتیجه، آمریکا ابتدا پیشنهاد هواپیمای موفق اف-15 را به ایران داده و سپس پیشنهاد خرید هواپیماهای اف-14 را به ایران کرد، که حکومت آن وقت ایران هواپیمای اف-14 را پسندیده و تقاضای خرید آن را تسلیم آمریکا کرد.


تامکت های ایرانی در پارکینگ فرودگاه نظامی


اولین سفارش برای خرید اف-14 ها در حدود 30 فروند بود که در ژانویه 1974 امضا گردید، که بعد ها به تعداد 80 فروند افزایش داده شد. اولین سری این هواپیما ها در ژانویه 1976 به ایران فرستاده شد که این هواپیما ها با موتور بهبود یافته جدیدی که بعد ها در گونه های دیگر استاندارد گردید، تجهیز شده بودند. در می 1977، 12 فروند اف-14 دیگر نیز به ایران تحویل شد، که یکی از آنها نیز به عنوان آزمایش برای نابود کردن یک هدف مصنوعی در ارتفاع 50,000 پایی به کار رفته شد که موفقیت آمیز نیز بود، و همین آزمایش نیز میگ های 25 شوروی را متقاعد ساخت که در صورت ادامه پرواز های خود بر فراز ایران، توسط یکی از همین اف-14 ها نابود خواهند شد، در نتیجه میگ های 25 دیگر هرگز بر فراز ایران پرواز شناسایی انجام ندادند.


تامکت ایرانی به طور کامل مسلح به موشک های فینیکس و اسپارو


تحویل اف-14 ها تا سال 1978 و هنگامی که هفتاد و نهمین اف-14 تحویل داده شد، ادامه یافت. همچنین 714 موشک فوق پیشرفته دور برد هوا به هوای فینیکس نیز سفارش داده شد که تنها 284 عدد آنها به دلیل وقوع انقلاب اسلامی به ایران تحویل داده شد. پس از برکناری شاه از حکومت و انقلاب شکوهمند اسلامی، دولت جدید سفارش ساخت موشک های فینیکس دیگر را لغو نموده و تنها بر تسلیحات موجود و البته توانمندی های مهندسان و کارشناسان ایرانی تکیه کرد.


هواپیماهای تامکت ایرانی در یک نمایشگاه هوایی در ایران


در همین دهه، پرزیدنت کارتر تحویل هر گونه جنگ افزار را به ایران تحریم کرد که این تحریم تا به امروز نیز ادامه دارد. بدون یاری سازندگان غربی اف-14، ایران به زودی با مشکل کمبود قطعات یدکی و نگهداری مواجه شد که در همان موقع تلاش برای خود ساختی این قطعات آغاز گردید. علاوه بر تاثیر تحریم ایران، شایعاتی اذعان کردند که همه 77 فروند اف-14 باقیمانده (دو اف-14 در هنگام پرواز های آزمایشی از بین رفتند) فاقد کارائی بوده به صورتی که دیگر نمی توانند موشک های فینیکس را شلیک کنند. این ها صرفاً شایعاتی بود که غرب و در راس آن ها آمریکا سعی در اشاعه آن ها داشت. آمریکایی ها از این حقیقت بی خبر بودند عزم مهندسان و محققان ایران اسلامی چیزی فراتر از تصورات آن هاست. پرواز موفقیت آمیز هواپیماهای تامکت و سرنگونی تعداد فراوانی از هواپیماهای عراقی به وسیله ی این جنگنده، خود نشان گر قابلیت های کارشناسان ایرانی در به کارگیری موثر این جنگنده بود.صرف نظر از تمام مشکلات، در سپتامبر 1980، ایران در برابر تهاجم ناجوانمردانه کشور بعثی عراق قرار گرفت.


صحنه ای بسیار نادر از سوختگیری تامکت های ایرانی از تانکر سوخت آمریکایی


اولین نبرد ها به وسیله خلبانان ایرانی که بهتر تجهیز شده و بهتر آموزش دیده بودند، صورت گرفت، اما تحریم دراز مدت از سوی آمریکا و کشورهای وابسته و شایعه پراکنی های مختلف تاثیری در قدرت نمایی خلبانان متعهد و از جان گذشته ی ایرانی در جنگ نداشت. در همین اثنا بود که عراق هواپیماهای میراژ اف-1 خود را که با موشک های جادویی ماترا آر-550 تجهیز شده بودند، تحویل گرفت و به افزایش توانایی های نیروی هوایی کشورش قدرت بسیار بخشید.


تامکت های ایرانی در فرودگاه نظامی خاتمی اصفهان در حال آماده شدن برای برخاست


تعدادی اف-14 نیز به پایگاهی برای تشخیص هواپیماهای دشمن از فواصل دور تبدیل شده بودند، به این دلیل که از رادارهای بسیار قدرتمندی برخوردار بودند و هیچ یک از آن ها برای جنگ تن به تن یا داگ فایت یا نبرد نزدیک هوایی به کار نمی رفتند. برای ایفای چنین نقشی، اف-14 ها اغلب به وسیله هواپیماهای اف-4 فانتوم مدل ئی و و اف-5 تایگر مدل ئی برای انجام ماموریت اسکورت می شدند. حداقل تعدادی اف-14 در نبرد هوایی از بین رفتند، اما اظهارات دو طرف در این مورد متفاوت می باشد. ایران در این زمینه ادعا دارد که 11 فروند هواپیمای اف-14 تامکت در نبردهای هوایی بین ایران و عراق به وسیله جنگنده های عراقی ساقط شده یا مفقود گشتند.


1- 21 نوامبر 1982: یک اف-14 ایرانی به وسیله یک میراژ اف-1 سرنگون شد.

2- مارس 1983: اف-14 دیگری به وسیله یک میگ 21 سرنگون شد.

3- 11 سپتامبر 1983: سرنگونی دو فروند اف-14 در حال شناسایی هواپیمای عراقی

4- 4 اکتبر 1983: یک اف-14 ایرانی در یک نبرد داگ فایت ساقط شد.

5- 21 نوامبر 1983: یک اف-14 در نبردی مفقود شد.

6- 24 فوریه 1984: مفقود شدن یک فروند اف-14.

7- 1 جولای 1984: مفقود شدن یک فروند اف-14.

8- 11 آگوست 1984: سه فروند اف-14 ساقط گردیده و سقوط کردند.


در همین حال، ایران ادعا می کند که به ازای سقوط هر اف-14 ایرانی، حدود 35 تا 45 هواپیمای ساقط گردیده عراقی وجود دارد، که البته این ادعا بسیار نزدیک به واقعیت است، چرا که واقعاً میگ های 21 عراقی در برابر تامکت های ایرانی حرفی برای گفتن نداشته و به راحتی مورد هدف قرار می گرفتند. همچنین ایران سقوط بالای 12 فروند اف-14 دیگر را نیز پذیرفته است، اما در عین حال نیز اظهار داشته که تمام این سقوط ها به دلیل شلیک موشک های هوایی عراقی نبوده بلکه از واماندگی موتورها در نبرد های نزدیک و عدم قدرت کافی آنان نشأت می گیرد.


هواپیمای تامکت ایرانی در حال پرواز در آسمان


آمریکا ادعا می کند که تعداد اف-14 های عملیاتی ایران از 15 تا 20 فروند فراتر نمی رود، و حتی گاهی این رقم تا 10 فروند نیز پیش رفته است، و این ادعا را به این وسیله اثبات می کند که برای قابل پرواز ساختن اف-14 های ایرانی، تعداد زیادی از آنها اوراق گشته و قطعات آنان به عنوان قطعات یدکی برای دیگر جنگنده ها به کار رفته است. اما ما می دانیم که تعداد بسیار بیشتری قابل پرواز و عملیات هستند، همانطور که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران حدود 25 فروند اف-14 را در یک زمان در 11 فوریه 1985 بر فراز تهران به پرواز در آورد تا مهر سکوتی باشد بر لب دشمنان ایران. اما علی رغم تحریم های فراوان علیه ایران، ایران خود قادر به ساخت قطعات یدکی برای هواپیماهای اف-14، اف-4 فانتوم و اف-5 هایش بوده که خود جای بسی تقدیر دارد.


هواپیمای تامکت ایرانی بر فراز کویر در ایران


 وضعیت موشک های فینیکس هنوز هم در هاله ای از ابهام قرار دارد. بسیاری از منابع متفق القول اند که هیچ یک از این موشک های گران قیمت در طول جنگ ایران-عراق به کار گرفته نشدند، اما منابع دیگری نیز اعلام داشته اند که حدود 25 فروند هواپیمای عراقی توسط موشک های فینیکس سرنگون شده اند. با تمام این اوصاف، اف-14 های ایرانی هنوز هم قادر به شلیک موشک هایی چون سایدوایندر و اسپارو که ترتیب آنها 2 سایدوایندر و 4 اسپارو می باشد هستند.


هواپیمای تامکت ایرانی در پارکینگ فرودگاه و با کاناپی باز


ایران هم اکنون در حال ساخت گونه های جدید از موشک های اسپارو با توانایی های بیشتر نیز می باشد. نظریه دیگری که وجود دارد این است که یک فروند اف-14 یا تعداد بیشتری برای پشتیبانی فنی به روسیه نیز تحویل داده شده اند. افرادی اعتقاد دارند که دسترسی روس ها به موشک های فینیکس ایرانی به هیئت طراحی ویمپل اجازه داده است تا موشک های R-33/AA-9 دوربرد را با استفاده از تکنولوژی موشک فینیکس بسازند، اما رییس هیئت طراحی مشخص ساخت که نه او و نه تیم و گروه او هیچ گاه چنین دسترسی به موشک های فینیکس نداشته اند. البته این مطالب بیشتر از نظریه پردازی کارشناسان غربی نشات می گیرد و هیچ گاه صحت آنها اثبات نشده است.


تامکت ایرانی در حال پرواز مجهز به موشک فینیکس در زیر بدنه


این هواپیماها در حال تجهیز به رادارها، موتورها و حتی کاناپی های روسی هستند که قابلیت پرواز را به آنها به خوبی می دهد. همچنین مطبوعات ایران اظهار داشتند که اف-14 های ایرانی در حال مجهز شدن به قطعاتی برای ایفای نقش بمب افکن های سنگین وزن هستند، که ممکن است به موشک های هوا به زمین و ضد کشتی نیز مجهز شوند. در حال حاضر به نظر می رسد 50 فروند اف-14 ایرانی در خدمت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران باشند.

بخش پاسخگویی به سوالات خوانندگان، افتتاح شد                             نویسنده: آرمان


با سلامی گرم و پر محبت به همه دوستانی که هر روز زحمت می کشید برای وبلاگ خودتان نظر می گذارید و مطالب را دنبال می کنید. پس از درخواست های مکرر شما دوستان گرامی برای ایجاد بخش پاسخ به سوالات، بنده بر آن شدم که هر پنجشنبه هر هفته، پستی رو برای تمام سوالات هفته قرار بدهم و تمامی سوالات شما دوستان را در آن پست، با تمامی تصاویر و مطالب مربوط، پاسخ بدهم. پس از این به بعد در طول هفته، سوالات خودتان را در نظرات مطرح کنید و مطمئن باشید که تمام سوالات شما، در پست سوالات هفته در پنجشنبه جواب داده خواهد شد.


=====منتظر سوالات و پرسش های شما خوانندگان و همراهان این وبلاگ هستم=====

هواپیمای Su-15 Flagon

فلاگون، رهگیر روسی جنگ سرد                                                          نویسنده: آرمان


هواپیمای جنگنده سوخو 15 ملقب به فلاگون که در سال های دهه هفتاد میلادی وارد خدمت شد، همراه برادر بزرگترش، یعنی میگ 25 فاکس بت نیروی هوایی اتحاد جماهیر شوروی را به گونه ای مقتدرانه، اگرچه حتی توانایی های زیادی هم دارا نبودند، تجهیز، تقویت و تحیکم نمودند.


هواپیمای رهگیر فلاگون، در حال حمل موشک آناب


هواپیمای فلاگون در طول دوران خدمت خود، رکورد های جهانی زیادی را از جمله در سرعت و سقف پروازی به جای گذاشت و از جمله رهگیر هایی بود که در دوران خدمت خود هیچ گاه به متحدان روسیه صادر نشد. در این هواپیما، برد، اویونیک پیشرفته و تسلیحات متعدد قربانی سرعت و شتابگیری و ازتفاع بالا شده است. این هواپیمای بال دلتا شکل، به طور شدیدی برای هدایت خود به سمت هدف، نیاز به کنترل زمینی دارد. همچنین موتورهای قدرتمند توربوجت آر-13 تومانسکی این هواپیما که قدرتی معادل 31.000 پوند کشش استاتیک تولید می نمایند، سوخت را به سرعت بلعیده و به همین دلیل سبب می شوند که برد و دایره عملیاتی این هواپیما به شدت کاهش یابد. این هواپیما قادر به انجام عملیات در هر آب و هوا بوده و می تواند در هر ساعت از شبانه روز نیز به اهداف خود حمله نماید. نکته جالب این جاست که اگرچه این هواپیما در سال های دهه شصت میلادی طراحی و تولید گشته، اما پس از گذشت سال ها از تولید و ساخت آن و به واسطه هیبت و قیافه ترسناک و مخوف آن، خلبانان هنوز از وجود آن در آسمان وحشت داشتند.


 

هواپیماهای فلاگون روسی، با بال های دلتا شکل و ورودی موتورهای آن


این هواپیما به تعداد زیاد ساخته شده و قابلیت حمل موشک های بزرگی را در زیر بال های خود نیز دارد و قادر است با تکیه بر نیروی فراوان موتورهایش، با سرعت 4/2 ماخ پرواز نماید. فلاگون دارای سقف پروازی به میزان 18 کیلومتر بوده حداکثر برد آن معادل 1.400 کیلومتر می باشد. طول این هواپیما حدود 21 متر و طول دو سر بال یا دهنه بال آن حدود 10 متر است. این هواپیما، از لحاظ نسل در گروه نسل چهارم و هم رده هواپیمای فانتوم قرار گرفته و از لحاظ وزن پروازی با حداکثر میزانی برابر با 18 تن در کلاس هواپیمای اف-16 فالکون جای می گیرد. این هواپیما قادر به حمل شش موشک هوا به هوا در مقرهای زیر بال خود است که این هواپیما اغلب به موشک های آناب آر-98 و آرچر آر-60 مجهز می شود. این هواپیما برای کاهش مسافت مورد نیاز خود برای عملیات نشستن، از یک سیستم چتر باز شونده که در انتهای هواپیما و زیر سکان عمودی تعبیه شده است، استفاده نموده و در مواقع فرود، با بازشدن این چتر، سرعت هواپیما کاهش می یابد.


هواپیمای فلاگون در حال تاکسی بر روی باند یخ زده


در مورد موشک آناب این توضیح لازم است که این موشک، همان موشکی بود که در یکم سپتامبر سال 1983 هواپیمای بوئینگ 747 کره ای را بر فراز جزیره ساخالین و در حالی که ناخواسته وارد حریم هوایی روسیه شده بود، از یک هواپیمای رهگیر سوخو ۱۵ فلاگون به سرعت خود را به هواپیمای مسافربری رسانده بود، شلیک شده آن را ساقط ساخت و باعث کشته شدن 269 مسافر گردید. این جنگنده رهگیر از لحاظ شمایل بسیار به اسلاف خود یعنی سوخوهای 9 و 11 شباهت داشته و تنها تفاوت محسوس آن این است که در آن هواپیماها ورودی هوای موتور به طور مشخصی در جلوی هواپیما قرار گرفته اما در این هواپیما به دلیل حجم زیاد رادار، می بایست فضای موجود در جلوی هواپیما به آن اختصاص داده شود، در نتیجه ورودی موتورها به طرفین هواپیما انتقال یافت. بال های این هواپیما در سال های ابتدایی تولید، به طور کامل مثلثی شکل بود اما پس چندی این طراحی تغییر داده شده و بال های مثلثی به بال های مثلثی خم شده تبدیل شدند که در نتیجه این بهبود، سرعت برخاست و فرود کمتر حاصل آمد. این هواپیما تا پایان دهه هشتاد میلادی کاملاً از خدمت برکنار شده و هواپیماهای نسل چهارم مانند سوخو فلانکر و میگ های فولکروم با توانایی های بسیار چشمگیر تر، جایگزین این هواپیماهای افسانه ای شدند.

بررسی Fighter Generations

معرفی نسل های مختلف جنگنده ها                                                    نویسنده: آرمان

شاید شما نیز واژه های نسل پنجم، نسل چهارم و غیره در مورد جنگنده ها بسیار شنیده باشید. این شیوه دسته بندی جنگنده ها و نسل های مختلف آنان، به هیچ وجه گروه بندی رسمی نبوده و تنها روشی برای شناسایی بهتر جنگنده ها بر اساس تاریخ ساخت و توانایی هایشان است. حال در ادامه این مطلب، شما را با نسل های گوناگون جنگنده ها از ابتدا آشنا می سازیم.


هواپیماهای اف-86 سابر و میگ-15، جنگنده های نسل اول


نسل اول جنگنده ها، بیشتر به جنگنده هایی اطلاق می گردد که در ابتدای عصر جت و در سال های 1945تا 1955، یعنی درست بعد از جنگ جهانی دوم و تا زمان پایان جنگ کره تولید شده و در حقیقت، اولین هواپیماهایی بودند که به موتورهای توربوجت مجهز شدند ام با این وصف، قادر به شکستن دیوار صوتی نبودند. این هواپیماها، اگرچه به موتور جت مجهز بودند، اما از نقطه نظر توانایی و قابلیت های جانبی، بسیار به همان هواپیماهای پیستونی جنگ جهانی دوم شباهت داشتند و تنها وجه مثبت آنان، توانایی سرعت گیری سریع تر بود. این هواپیماها که از معروفترین آنان می توان اف-86 سابر آمریکایی، که در اختیار نیروی هوایی ایران نیز بود و هواپیمای میگ-15 روسی نام برد؛ اغلب مجهز به رادار نبوده و از همان سلاح های معمولی توپ، بمب های فری فال و غیر دقیق و راکت های هدایت نشونده معمولی استفاده می نمودند.


هواپیماهای اف-104 ستارفایتر و خانواده آن، جنگنده های نسل دوم


جنگنده های نسل دوم که در طی سال های 1955 تا 1960 تولید شدند، هواپیماهایی بودند که سرعت بیشتر، سیستم های راداری تشخیص هدف و اولین موشک های هوا به هوای هدایت شونده که سایدوایندر نام داشت و هم اکنون نیز از آن به گستردگی استفاده می شود، دارا بودند. این جنگنده ها، در حقیقت با به عمل گیری درس هایی که در جنگ کره آموخته شد، طراحی و تولید شدند. جنگنده های نسل دوم اولین هواپیماهایی بودند که قادر به حفظ سرعت های مافوق صوت در پرواز مستقیم بودند. پیشرفت های چشم گیر در صنعت موشک های هوا به هوا، موجب شد که برای اولین بار در جهان هواپیمایی از این موشک ها به عنوان سلاح اولیه و اصلی هواپیما به جای همان توپ معمولی یاد شود.


هواپیمای اف-4 فانتوم، جنگنده نسل سوم


در حدود سال های 1960 تا 1970، نسل سوم جنگنده ها که بیشتر جنگنده هایی را که در جنگ ویتنام شرکت جستند، پوشش می دهد، متولد شدند. بیشتر این جنگنده ها، اولین هواپیماهایی بودند که چند مأموریتی بوده و قادر به انجام ماموریت های هوا به هوا و هوا به زمین به طور همزمان بودند. مشهور ترین هواپیمای این نسل که قطعاً همه شما با آن آشنایی کامل دارید، هواپیمای فانتوم اف-4 در نمونه های مختلف است که به خدمت نیروی هوایی کشورهای بسیاری از جهان از جمله ایران در آمد.


هواپیمای اف-15 ایگل، جنگنده نسل چهارم


در طی سال های 1970 تا 1990، روند رو به رشد تولید جنگنده های چند مأموریتی به طرز قابل توجهی ادامه یافته و سرانجام منجر به تولید هواپیماهای مشهوری چون اف-14 تامکت، اف-15 ایگل، اف-16 فالکون، اف-18 هورنت و میگ 29 شد. در این هواپیماها، تأکید بیشتر بر روی قابلیت مانوردهی هوایی و نبرد های نزدیک یا داگ فایت بود تا سرعت های بالاتر، به همین جهت این جنگنده ها در نبرد های هوا به هوا بسیار چابک و چالاک هستند.


 

هواپیمای اف/ای-22 رپتور، جنگنده نسل پنجم


مابین سال های 1990 تا 2000 نیز جنگنده هایی بسیار مشابه جنگنده های نسل چهارم، اما با قابلیت های بهبود یافته و سیستم های پیشرفته تر مانند هواپیماهای سوپر هورنت، یوروفایتر تایفون و رافال تولید گشتند که به جنگنده های نسل چهار و نیم مشهورند.از سال 2000 تا زمانی که هنوز مشخص نیست، نسل بسیار جدید با نام نسل پنجم جنگنده ها پدید آمده که به واقعیت باید اعتراف کرد که این جنگنده ها، سلطان واقعی آسمان هستند. در جنگنده های نسل پنجم، که به طور نمونه می توان به اف ای-22 رپتور و اف-35 جی اس اف آمریکایی و سوخو 47 روسی اشاره نمود،خلبان دید کاملی را از صحنه نبرد به وسیله دستگاه های اویونیکی پیشرفته پیش روی خود داشته و میدان را کاملاً در کنترل خود دارد. مهمترین ویژگی جنگنده های نسل پنجم، همان ویژگی پنهان کاری و رادار - مخفی است که به بقا پذیری جنگنده کمک شایانی می نماید.

هواپیمای F-16 Fighting Falcon

هواپیمای سبک چندمأموریتی فالکون                                                    نویسنده: آرمان


هواپیمای اف-16 فایتینگ فالکون، ساخت شرکت جنرال داینامیکز، جنگنده ای در کلاس کوچک و چند مأموریته می باشد که نخستین پرواز خود را با اولین نمونه خود در سال 1976 به انجام رساند. این هواپیما توانایی حمله به صورت هوا به هوا علیه هواپیماهای دشمن و هوا به زمین علیه تجهیزات زمینی برای مثال تانک ها و زره پوش های دشمن را به طور کامل و بهینه داراست.


هواپیمای فالکون، تجهیز شده به وسیله موشک های هوا به زمین


فالکون در حقیقت آمیزه ای از هزینه نگهداری اندک و به صرفه و همچنین کارائی تسلیحاتی و تهاجمی بالاست. این جنگنده هم اکنون در اختیار نیروی هوایی ایالات متحده و همچنین متحدان این کشور مانند ترکیه یا امارات متحده عربی می باشد که البته خبرهایی از تحویل یکی از پیشرفته ترین مدل های این هواپیما با کد ئی و اف به امارات توسط آمریکا نیز منتشر شده است. در طراحی این هواپیما، از سیستم های به کار رفته در هواپیماهایی چون اف-15 و اف-111 نیز بهره برداری شده که البته قبل از به کارگیری این سیستم ها، عملیات ارتقا و به روز سازی کاملی نیز بر روی آن ها صورت گرفته است. با سوخت داخلی کامل، فالکون قادر به تحمل 9 برابر شتاب گرانشی زمین یا همان شتاب جی است که در مقابل مقدار حداکثر 4 جی برای به طور مثال رهگیر میگ 25، عددی بسیار مطلوب است. در گذشته، خلبانان به دلیل مقاوم نبودن کافی هواپیماهایشان، جرات انجام مانور های سنگین با بیش از 4 جی را نداشتند، اما همانطوری که می بینیم، امروزه این هواپیماها هستند که خلبانان را با مقاومتشان در هم شکته و آنان را تا مرز بیهوشی می برند. لازم به ذکر است که حداکثر شتاب جی قابل تحمل توسط انسان حدود هشت و نیم جی است که البته انسان برای لحظات کوتاهی مانند لحظه پرتاب از هواپیما توسط صندلی نجات قادر به تحمل هیجده جی فشار نیز می باشد.


هواپیمای فالکون در حال پرواز جمع و انجام مانور


در یک نبرد هوایی، مانورپذیری باورنکردنی فالکون و برد بسیار زیاد آن در مقایسه با هواپیماهای مشابه از همان ابتدا پیروز میدان را مشخص می سازد. رادار پیشرفته این هواپیما قادر به تشخیص اهداف در هر شرایط آب و هوایی و هر ساعت از شبانه روز بوده و حتی می تواند اهدافی را که برای جلوگیری از دید رادار در ارتفاع فوق العاده پایین پرواز می کنند، شناسایی نماید. در کاکپیت این هواپیما، در تمامی نشاندهنده ها و دستگاه ها اصل صراحت و اختصار رعایت شده و اطلاعات مختصر و مفید دسته بندی می شوند. همچنین در این هواپیما سیستم HUD نیز به کار برده شده که تمامی اطلاعات پرواز را بر روی شیشه جلوب خلبان منعکس ساخته و مانع از این می شود که خلبان هر لحظه چشم از روی هدف مورد نظر خود برداشته و برای آگاه شدن از وضعیت پرواز هواپیمای خود، مرتباً به نشان دهنده ها نگاه کند. کاناپی این هواپیما نیز از نوع حبابی بوده که دیدی بسیار عالی را از محیط اطراف برای خلبان فراهم می سازد که از این لحاظ بسیاری از خلبانان آن را به هلیکوپتر مانند می سازند. هواپیمای فالکون برای تامین نیروی خود از یک موتور پرات اند ویتنی یا جنرال الکتریک سود می جوید که این مورد بسته به نوع آن متغیر است و البته، موتور نوع جنرال الکتریک که در هواپیمای اف-15 و مدل سی و دی این هواپیما نیز به کار رفته است، قدرتمند تر بوده و قادر به تولید نیروی کشش استاتیکی معادل 27.000 پوند می باشد. ورودی هوای موتور این هواپیما در زیر بدنه قرار گرفته که ترکیب آیرودینامیکی خوبی را با بدنه به وجود آورده است. با اتکا به نیروی این موتور قدرتمند، این جنگنده قادر به پرواز با حداکثر سرعتی معادل دو ماخ در ارتفاعات بوده و سقف پروازی آن حداکثر پانزده کیلومتر است.


هواپیماهای فالکون در پرواز جمع یا فرمیشن


طول این هواپیما حدود پانزده متر و طول دو سر بال های آن نیز حدود ده متر است که از این جهت در کلاس هواپیماهای اندازه کوچک قرار می گیرد. حداکثر وزنی که این هواپیما قادر به حمل آن به آسمان است حدود هفده تن می باشد. این هواپیما می تواند با حداکثر شش موشک هوا به هوا اعم از موشک های سایدوایندر، آمرام و اسپارو تجهیز شده و برای حمله به اهداف زمینی نیز قادر است که به انواع موشک های هوا به زمین ماوریک و هارپون و بمب های مارک، جی دی ای ام و جی بی یو مسلح شود. همچنین برای نبرد های نزدیک، توپ یا مسلسل هنوز هم یک سلاح موثر به شمار می آید و به همین دلیل، این هواپیما از یک توپ بیست میلیمتری با حداکثر خشاب پانصد گلوله ای بهره می برد. در هدایت این هواپیما، از سیستم پرواز با سیم بهره جسته شده است، بدین گونه که خلبان با سوطح کنترلی مانند شهپر ها هیچ گونه ارتباط مکانیکی نداشته و سطوح کنترلی از طریق کامپیوتر هواپیما کنترل می شوند.


هواپیمای فالکون در حال حمل موشک های سایدوایندر و آمرام


این شیوه هدایتی در هواپیماهای بزرگ مانند هواپیماهای مسافربری بسیار متداول است، چرا که حرکت دادن به طور مثال شهپر های سی متری هواپیمای جامبوجت در آسمان تحت فشار شدید هوا کاری است که نه تنها از دست خلبان بر نمی آید، بلکه از عهده حضرت فیل هم خارج است. در این هواپیما فرمان حرکت به کامپیوتر داده شده و پس از پردازش میزان حرکت و جهت مناسب، فرمان حرکت به جک های هیدرولیکی داده شده و شهر ها یا دیگر سطوح کنترلی حرکت می نمایند. در هواپیمای فالکون، برخلاف بیشتر جنگنده دسته فرمان در وسط و میان پاهای خلبان قرار نگرفته بلکه برای راحتی بیشتر و جلوگیری از خم شدن دست خلبان و ناراحتی او، دسته استیک در سمت راست او با وضعیتی بهینه قرار گرفته است. حداکثر برد این هواپیما، با حداکثر سوخت در تانک ها و مخازن سوخت خارجی اضافی، حدود سه هزار و دویست کیلومتر یا هزار و پانصد مایل می باشد که مسافتی بسیار زیاد و البته عالی و بهینه برای هواپیمایی نظامی به شمار می آید.

مقایسه Mirage M-2000 و Su-30 MK

مقاله خواندنی مقایسه دو جنگنده سوخو و میراژ                                   نویسنده: آرمان

همانطوری که می دانیم، دو جبهه شرق و غرب، و در اینجا روسیه و فرانسه، همیشه به دنبال ساخت محصولاتی بوده اند که به نوعی از همتای خارجی خود برتر بوده و قابل رقابت با آن باشد. در این مقاله، هواپیماهای سوخو 30 ام کا روسی و میراژ 2000 فرانسوی مورد مقایسه گرفته و توانایی تاکتیکی و عملیاتی آنان سنجیده خواهد شد. هواپیمای سوخو، آشکارا سعی در حفظ شکل ظاهری و همچنین توانایی های خود نزدیک به نیاکان او یعنی هواپیمای معروف سوخو 27 فلانکر، با تمرکز بر روی افزایش توانایی های چند ماموریتی خود، دارد.


هواپیمای سوخو با دریچه های خروجی موتور پیشرفته


این هواپیما، به کلاس هواپیماهای اصطلاحاً «سنگین وزن» تعلق دارد. بزرگترین ویژگی این هواپیما، استقلال و مستقل بودن آن از پایگاه های زمینی-البته نه به طور کامل- برای حمله به اهداف زمینی یا هوایی خویش یا عملیات رهگیری است، به طوری که ظاهراً نیازی به اطلاعات هدف گیری از پایگاه های زمینی ندارد. اما هواپیمای میراژ 2000، هواپیمایی سبک وزن است که اصولاً برای عملیات دفاع هوایی در صورت حمله دشمن با اتکاء کامل بر پشتیبانی اطلاعاتی زمینی تولید شده است. اما، آخرین گونه این هواپیما یعنی میراژ M-2000-5، به طور قابل توجهی در حال فروش جهانی است و بیشتر کشورها در صدد خرید آن هستند. این هواپیمای فرانسوی، در عملیات دور از خانه به دلیل ضغف سیستم های شناسایی خود، به راحتی مغلوب حریف خود یعنی سوخو که دارای استقلال عملیاتی از پایگاه خانه است، می شود. البته مقایسه این دو هواپیما، از لحاظ پایه ای چندان صحیح نیست، به این دلیل که هر یک از این دو هواپیما به کلاسی مخصوص بستگی داشته و دارای امتیازات منحصر به فرد در زمینه های تخصصی خود می باشند.


هواپیمای میراژ در حال پرواز مجهز به تانک های سوخت اضافه


اما باز نیز مواردی وجود دارد که بتواند بین این دو هواپیما به مقایسه گذاشته شده و در توانایی هر یک سنجیده شود. عملکرد بهینه هواپیمای سوخو را می توان به پیکربندی درست ساختاری و آیرودینامیکی آن نسبت داد. از لحاظ قدرت آیرودینامیکی، واقعاً سوخو مانند تمام هواپیماهای خانواده فلانکر رقیبی ندارد. در مقابل، ویژگی های آیرودینامیکی هواپیمای میراژ، چندان معلوم نمی باشد، اگرچه شکل بال های دلتا و مثلثی و بدون دم بودن آن-که در اکثر هواپیماهای اروپایی پست های قبلی وجود داشت- در سرعت های مافوق صوت بسیار موثر و مفید است. مانورپذیری بی همتای سوخو در تمام دنیا شناخته شده و تصدیق شده است. موتورهای با قابلیت منحرف کردن قدرت موتور به جهت دلخواه، این جنگنده را قادر می سازند که برای مثال به خوبی از عهده مانور کبرا بر آمده و حتی گاه مانور هایی در زاویه حمله 180 درجه انجام دهد.


هواپیمای سوخو در حال نشست و میراژ در پرواز جمع


این مانورهای بی نظیر را نمی توان عادی نامید، بلکه باید از آن ها به عنوان «فوق العاده» یاد کرد که یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در جنگ های هوایی نزدیک یا تن به تن است. این قابلیت بیشتر به علت دارا بودن سیستم الکترونیکی کنترل موتور/هواپیما ممکن شده که در طی آن، سیستمی هوشمند به طور اتوماتیک زاویه مورد نیاز برای سطوح کنترلی مانند شهپر ها و همچنین زاویه انحراف خروجی موتورها محاسبه کرده و بر اساس آن هواپیما تغییر جهت می دهد. امنیت پرواز نیز با یک سیستم محدود کننده شتاب گرانشی زمین-که توسط آن یا شتاب گرانشی زیاد می شود که به علت آن وزن تا 9 برابر سنگین تر شده و خون به مغز خلبان نمی رسد یا حالت منفی به خود گرفته و وزن سبک تر می شود و خون زیادی به مغز می رسد و در هر دو حالت باعث مختل ساختن فعالیت می شود- که شتاب جی را در وضعیت های مختلف کنترل کرده و محدود می کند. بدین گونه خلبان در این هواپیما با راحتی تمام می تواند به عملیات بپردازد. هواپیمای میراژ 2000 به طرزی کاملاً معمولی پرواز کرده و به انجام ماموریت می پردازد. این هواپیما،دارای سیستم انحراف قدرت موتور نبوده و حداکثر زاویه حمله آن از 25 تا 28 درجه تجاوز نمی کند. البته این هواپیما از نظر تحمل شتاب گرانشی زمین، برتری به مقدار بسیار ناچیز 5/0 جی دارد که حتی در نظر نمی آید. البته میراژ با وجود ضعف هایی که داراست، قابلیت چرخیدن به جهات مختلف را با سرعت بالا داراست و پیکربندی بال دلتا شکل آن و فلپ های داخلی برای تنظیم وضعیت دماغه هواپیما، جنگنده فرانسوی را قادر می سازد که بدون تألل و معطلی از حالت پرواز عادی و افقی، به حالت اوجی گیری کاملاً عمودی در آید.


هواپیماهای سوخو در پرواز جمع و خروجی موتور متحرک آن


همچنین برخورداری از تنها یک موتور و همچنین وزن سبک تر نسبت به سوخو، موجب برتری این هواپیما از نظر چالاکی در جست و خیز های هوایی و همچنین مصرف سوخت کمتر و هزینه های نگهداری کاهش یافته می شود. ناگفته نماند که جنگنده میراژ از توانایی پرواز در ارتفاع پایین با سرعت بالا نیز برخوردار بوده و همچنین نسل جدید این هواپیما یعنی میراژ M-2000-9، از رادارهای جدیدی برای بهبود عملیات هوا به زمین خود سود می برد. دو هواپیمای سوخو و میراژ، از نظر سقف پرواز، سرعت و قابلیت شتابگیری تقریباً در سطح یکسانی قرار دارند و سنگینی هواپیمای سوخو در مقابل میراژ، با داشتن یک موتور بیشتر نسبت به میراژ 2000 جبران شده است که با این اوصاف، این دو هواپیما در زمان یکسانی به منطقه درگیری می رسند. اما با این حال، توانایی رهگیری سوخو با شعاع عملیاتی 3.000 کیلومتری، 45% نسبت به میراژ بیشتر بوده و می تواند یک کشور نسبتاً متوسط از نظر مساحت را به خوبی پوشش دهد. هواپیمای سوخو، همچنین امتیاز دو خلبان بودن را داراست که به آن امکانات وسیع و دقت عمل بیشتر از نظر بمباران های هوایی و غیره را می دهد و از این لحاظ، این مسئله برای میراژ تک نفره یک ضعف تلقی می شود. از لحاظ قابلیت حمل سلاح، سوخو قادر است تا 40% سلاح بیشتری نسبت به میراژ حمل نماید و این ویژگی این توانایی را به سوخو می دهد که در یک حمله هوا به زمین، تعداد بیشتری از اهداف زمینی را نابود سازد. از سوی دیگر، پیشرانه ها یا موتورهای هواپیمای سوخو، نقش غیر قابل انکاری در افزایش کارائی و عملکرد این هواپیما دارند. موتور AL-31 FP سوخو در مقابل موتور M53-P2  ساخت سنکما موتوری بهینه تر از نظر مصرف ویژه سوخت است. این موتورها، حتی در شرایط بحرانی مانند مانورهای بسیار سخت که در آن ها هوای مورد نیاز موتور به دلیل وضعیت ویژه ورودی ها به خوبی تامین نمی شود، عملکرد ثابت و نسبتاً یکسانی را حفظ می کنند. در این مقایسه، نقش اویونیک یا سیستم های الکترونیکی هواپیما به راستی غیر قابل چشم پوشی است.


هواپیمای میراژ در حال کروز بر روی دریا و مجهز به موشک های هوا به هوا


اجازه بدهید نگاهی نیز به سیستم های اویونیکی هواپیماهای مورد مقایسه بیندازیم. برتری رادار سوخو از نظر برد تشخیص رادار، تجسس، ضد اغتشاش بودن و توانایی برای شلیک موشک های فعال و نیمه فعال کارائی و تاثیر فوق العاده ای را در نبرد های دور از خانه به ارمغان می آورد. در نبرد علیه اهداف زمینی، توانایی راداری دو جنگنده حدوداً یکسان می باشد. تمام هواپیماهای مدرن روسی، شامل سوخو، به مقر مکان یابی نوری مجهزند که این سیستم، قادر است به طور خودکار اهداف هوایی را شناسایی کرده و بر روی آنان قفل نماید، و سپس با دقت بالایی فاصله و مختصات و سایر مشخصات آنان را نمایان سازد. این سیستم، دقت هدف یابی را افزایش و زمان جستجو را به طور موثری کاهش می دهد. مصونیت رادار این هواپیما در مقابل سیستم های ECM مغشوش کننده رادار، آن را قادر می سازد که بدون هیچ گونه مشکلی آسمان را تجسس نمایند. برای ماموریت های زمینی، چه میراژ چه سوخو مجهز به سیستم جستجو کننده هدف نوری می باشند که تقریباً دارای خصوصیات مشترکی هستند. هواپیماهای جنگنده مدرن روسی، کلاً دارای خصوصیت بقاپذیری فراوانی هستند. برای مثال، در هواپیمای سوخو از سیستم های جلوگیری کننده نشت سوخت و همچنین دستگاه های اطفاء حریق بسیار عالی بهره برده می شود که بقاپذیری این هواپیما را به مقدار 20% نسبت به هواپیماهای کلاس میراژ 2000 افزایش می دهند.


هواپیمای سوخو مجهز به تسلیحات هوا به زمین


از لحاظ برد موشک های مورد استفاده، تسلیحات هوا به هوای سوخو دارای حدود 30% برد بیشتر نسبت به موشک های به کار رفته در میراژ -مانند سوپرماترا- هستند و امکاناتی چون قابلیت شلیک از فواصل دورتر را نسبت به حریف خود فراهم می آورند. لازم به ذکر است که هواپیمای سوخو سوخو از دوازده مقر تسلیحاتی و میراژ از نه مقر برای حمل سلاح ها سود می جوید. قابلیت حمل دو برابر بمب در سوخو در مقابل میراژ، باعث کاهش تعداد سورتی پروازهایی می شود که برای نابودی مجموعه ای از اهداف زمینی مورد نیاز است، و در نتیجه این عمل، تعداد تلفات ممکن هوایی کاهش می یابد. در کل، می توان به این نتیجه رسید که به کارگیری جنگنده ای دوربرد با قابلیت استقلال از پایگاه های زمینی برای فراهم آوردن اطلاعات مورد نیاز به واسطه سیستم های پیشرفته به کارفته، بسیار مقرون به صرفه تر از انجام نبرد با تعداد زیادی جنگنده کوتاه برد، غیر موثر و در عین حال با توانایی های کمتر و وابسته است و نهایتاً، با شرایط موجود در این مقایسه کلی، جنگنده سوخو در سطح برتری بالاتری نسبت به هواپیمای میراژ قرار می گیرد.

هواپیمای Su-27 Flanker

هواپیمای رهگیر روسی فلانکر                                                              نویسنده: آرمان


هواپیمای سوخو 27 فلانکر در اواسط دهه هفتاد میلادی به منظور مقابله با تهدید هواپیماهای نوین غربی مانند هواپیمای اف-15 و اف-16 طراحی شد. هواپیمای جنگنده فلانکر با دارا بودن سیستم پرواز با سیم، طراحی پیشرفته و توانایی حمل بیش از ده موشک هوا به هوا، یکی از پر ابهت ترین هواپیماهایی است که تا به حال ساخته شده است.اولین نمونه این هواپیما در سال 1977 اولین پرواز خود را انجام داده و سرانجام در سال 1984 با نام فلانکر بی وارد خدمت گردید.


هواپیمای فلانکر در حالی که ترمز هوایی آن باز شده است


این هواپیما، در حقیقت باعث تشکیل خانواده ای از هواپیماها با نام خانواده فلانکر گردیده و بسیاری از هواپیماهای ساخته شده بعد از این جنگنده، با نام های مختلفی اما با دارا بودن ویژگی های ظاهری و مشخصات دیگر تقریباً یکسانی، از خانواده فلانکر شناخته می شوند. به طور نمونه، از این هواپیما نمونه ای با توانایی انجام عملیات از روی ناو هواپیمابر و بال های تا شونده نیز با نام سوخو 33 تولید شد که تقریباً مشابه این هواپیما بود. فلانکر با وجود آنکه تقلید ناهمگونی از هواپیمای اف-14 تامکت است و حتی در ابتدای تولید دارای سیستم بال های متغیر نیز بوده، نمونه ی کاملی از یک هواپیمای نسبتاً سبک با قابلیت مانور بالا و با توانایی بالای انجام ماموریت های رهگیری و برتری هوایی است.


 

هواپیماهای فلانکر در خالت برخاست و پرواز جمع


این هواپیما برای شکار اهداف هوایی قابلیت حمل موشکهای هوا به هوای آلامو و آرچر را داشته و از یک توپ سی میلیمتری نیز برای نبرد های هوایی بسیار نزدیک بهره می برد. شایان ذکر است که کل مقدار تسلیحاتی که به وسیله این هواپیما قابل حمل است، مقدار نسبتاً مناسب 6 تن می باشد. این هواپیما، قادر به انجام ماموریت در هر آب و هوا و در هر ساعت از شبانه روز بوده و برد آن نیز حتی بدون داشتن سیستم سوخت گیری هوا به هوا به میزان 1.500 کیلومتر و حداکثر برد با مخازن اضافی و سرعت کروز به میزان 4.000 کیلومتر نیز می رسد. فلانکر برای پیشرانش خود از دو موتور AL-31 توربوفن قدرتمند با کشش استاتیکی معادل 12.500 کیلوگرم بهره می برد و به همین جهت دارای حداکثر سرعت بالایی معادل 2.500 کیلومتر بر ساعت در ارتفاعات می باشد. این هواپیما، با طولی معادل 21 متر و فاصله دو سر بال 70/14 متر، از حیث اندازه در کلاس هواپیماهایی مانند اف-14 تامکت قرار می گیرد. بال های این هواپیما چه از نظر طولی چه از نظر عمودی در وسط بدنه قرار گرفته اند.


هواپیمای روسی فلانکر در یک نمایشگاه هوایی


این هواپیما، دارای سکان عمودی دوگانه، مشابه با بیشتر هواپیماهای غربی نوین مانند اف-15 است که پرواز هواپیما را بالانس کرده و به آن ثبات بیشتری می دهد. این هواپیما برای کاهش مسافت نشستن خود از سیستم ترمز چتری استفاده می کند که پس از نشستن هواپیما بر روی باند، از ناحیه لوله ای شکلی که در بین انتهای دو موتور این هواپیما قرار گرفته است، دو چتر باز شده و بیرون می آیند و با به دام انداختن هوا، از سرعت هواپیما به طرز قابل ملاحظه ای می کاهند. لازم به ذکر است که چنین سیستم کاهش سرعتی در هواپیمای فانتوم نیز به کار رفته است. ترمز هوایی فلانکر نیز به صورت یک صفحه است که از ناحیه وسط و بالای بدنه هواپیما جدا شده و توسط یک جک هیدرولیکی بلند می شود و بدین ترتیب سرعت هوایی هواپیما را کاهش می دهد. در پست بعدی، مقایسه هواپیمای سوخو 30 را که گونه ای از خانواده فلانکر می باشد، با هواپیمای میراژ فرانسوی را که از هواپیماهای موفق شکاری می باشد، بررسی خواهیم کرد.

هواپیمای نوین Su-47 Berkut

سوخو 47، عقاب طلایی آزمایشی روسی                                             نویسنده: آرمان


به تازگی هیئت طراحی سوخو در مسکو، هواپیمای سوخو 47 با لقب عقاب طلایی که قبلاً S-37 نامیده می شد، طراحی و چند نمونه ای را نیز از آن تولید کرده است که اولین پروازش را در سپتامبر 1997 به انجام رساند. مهمترین و می توان گفت جالب ترین ویژگی این جنگنده، پیکربندی بال های آن که برخلاف جنگنده ها و هواپیماهای دیگر، رو به جلو است، می باشد.


هواپیمای نوین سوخو 47 با بال های رو به جلو


هواپیمای سوخو 47 اولین پروازهای آزمایشی خود را در دسامبر 2001 به پایان رسانده و به مجرد آن شرکت سوخو برای تولید نسل آینده هواپیماهای جنگنده روسی برگزیده شد. طراحی این هواپیما به جز طراحی خاص بال های آن می توان به جرأت گفت که تماماً از روی جنگنده موفق روسی سوخو 27 فلانکر اقتباس شده است. این هواپیما به دلیل طراحی ویژه بال های آن، جنگنده ای واقعاً مافوق چست و چابک بوده و قادر است که مسیر پروازی و زاویه حمله خود را به سرعت تغییر دهد. این ویژگی های مطلوب، در سرعت های مافوق صوت نیز تقریباً به همین گونه حفظ می شود و در کل این جنگنده، هواپیمایی بسیار مانورپذیر است. سوخو 47 ملقب به برکوت، ضریب چرخش یا پیچش به طرفین بسیار بالایی دارد که این مسئله در نبرد های هوایی نزدیک اهمیت فوق العاده ای میابد، چرا که هر خلبانی که قادر باشد زودتر دماغه هواپیمای خود را متوجه دشمن نماید، احتمالاً برنده میدان او خواهد بود.


هواپیماهای سوخو 47 در حالت برخاست و پارکینگ


حال به بررسی تکنولوژی بال رو به جلو بپردازیم. بال رو به جلو مزیت های گوناگونی را با خود به همراه دارد، که از جمله آن ها می توان به بالاتر بودن نسبت برا به پسا، مانور پذیری بالا در نبرد های هوایی تن به تن، برد بیشتر هواپیما، دارا بودن ویژگی های ضد واماندگی یا ستال و سپین، پایداری در زاویه حمله بالا و داشتن سرعت برخاست و نشست پایین تر اشاره کرد. در بدنه این هواپیما بیشتر از آلیاژهای تیتانیوم و آلومینیوم ساخته شده و قسمت محدودی از آن نیز به میزان 13% از مواد کامپوزیتی تولید شده است. در کاکپیت این هواپیما به راحتی خلبان در هنگام انجام نبرد های هوایی توجه فراوانی شده است. بیشترین مقدار شتاب جی یا شتاب گرانشی زمین قابل تحمل برای هواپیمای سوخو 47، که بر وزن خلبان تاثیر می گذارد، میزانی بسیار بهینه به مقدار بالاتر از 9 جی می باشد. در کاکپیت این هواپیما، خلبان به راحتی قادر است که حتی در شتاب جی بسیار بالا نیز به ادامه عملیات بپردازد و صدمه ای نیز به او وارد نگردد. همچنین این هواپیمای جنگنده از سیستم نجات خلبان یا صندلی پرتاب شونده نوینی نیز بهره می برد که این صندلی، با داشتن قابلیت وفق پذیری بالا نسبت به خلبان و شکل متغیر، می تواند اثر نامطلوب شتاب جی فراوان را بر روی خلبان کاهش دهد که در این شرایط، خلبان قادر است که شتاب جی بیشتری را نسبت به حالت معمولی و در هواپیماهای دیگر تحمل نماید.


هواپیمای سوخو 47 در حال انجام مانور


دسته کنترل هواپیما یا همان استیک، دسته با شکل ارگونومیک می باشد که بر خلاف بسیاری از هواپیماها در وسط قرار نگرفته بلکه در یکی از جوانب خلبان یا در کنار او برای راحتی بیشتر و تا نشدن دست تعبیه شده است. این دسته بسیار حساس بوده و از مسیر حرکت یا پیمایش کمی به منظور انجام مانور های سریع و به موقع برخوردار است که امکانات فراوانی به خلبان این هواپیما می دهد. ارابه های فرود این هواپیما متشکل از دو پایه چرخ اصلی و یکی پایه چرخ دماغه است که در هریک یک چرخ سوار شده است. ارابه فرود جلو به سمت عقب و ارابه های اصلی این هواپیما به سمت جلو و به درون ریشه بال جمع می شوند. حداکثر سرعت این هواپیما نیز با اتکا بر موتورهای مدرن این جنگنده حدود 6/1 ماخ برآورد شده است. در مورد نقش اصلی این هواپیما نیز باید اظهار کرد که برنامه های هوایی کشور روسیه برای مدت زیادی پنهان از دید جهانیان می مانند به همین دلیل، هنوز بر کسی آشکار نیست که این جنگنده اصولاً برای انجام چه ماموریت هایی به کار خواهد رفت و کدام میدان نبرد سرانجام پذیرای این جنگنده روسی مدرن خواهد بود.